
«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۴فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی به خدایی که تویی بندهی بگزيده او که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی گر امانت به سلامت ببرم باکی نيست بیدلی سهل بود گر نبود بیدينی ادب و شرم تو را خسرو مهرويان کرد آفرين بر تو که شايستهی صد چندينی عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار ظاهرا مصلحت وقت در آن میبينی صبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنم؟عاشقان را نبود چاره به جز مسکينی باد صبحی به هوايت ز گلستان برخاستکه تو خوشتر ز گل و تازه تر از نسرينی شيشهبازی سرشکم نگری از چپ و راست گر بر اين منظر بينش نفسی بنشينی سخنی بیغرض از بندهی مخلص بشنو ای که منظور بزرگان حقيقتبينی نازنينی چو تو پاکيزهدل و پاکنهاد بهتر آن است که با مردم بد ننشينی سيل اين اشک روان صبر و دل حافظ برد بلغ الطاقه يا مقله عيني بينيSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jul 12
1 hr

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۳مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سحرگه رهروی در سرزمينی همی گفت اين معما با قرينی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شيشه بماند اربعينی خدا زان خرقه بيزار است صد بار که صد بت باشدش در آستينیگر انگشت سليمانی نباشد چه خاصيت دهد نقش نگينی مروت گر چه نامی بینشان است نيازی عرضه کن بر نازنينی ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشهچينی نمیبينم نشاط عيش در کس نه درمان دلی نه درد دينی درون ها تيره شد باشد که از غيب چراغی برکند خلوتنشينی اگر چه رسم خوبان تندخوییست چه باشد گر بسازد با غمينی؟ ره ميخانه بنما تا بپرسم مآل خويش را از پيشبينی نه حافظ را حضور درس خلوت نه دانشمند را علم اليقينیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jul 11
1 hr 1 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۲مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلنای دل به کوی عشق گذاری نمیکنیاسباب جمع داری و کاری نمیکنیچوگان حکم در کف و گویی نمیزنیباز ظفر به دست و شکاری نمیکنیاين خون که موج میزند اندر جگر مرادر کار رنگ و روی نگاری نمیکنیمشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبابر خاک کوی دوست گذاری نمیکنیترسم کز اين چمن نبری آستين گلکز گلشنش تحمل خاری نمیکنیدر آستين جان تو صد نافه مدرج استوان را فدای طره ياری نمیکنیساغر لطيف و دلکش و میافکنی به خاکو انديشه از بلای خماری نمیکنیحافظ برو که بندگی پادشاه وقتگر جمله میکنند تو باری نمیکنیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jul 4
1 hr 2 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۱فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بشنو اين نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد حاليا فکر سبو کن که پر از باده کنی گر از آن آدميانی که بهشتت هوس است عيش با آدمیای چند پریزاده کنی خاطرت کی رقم فيض پذيرد هيهات مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنیتکيه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی اجرها باشدت ای خسرو شيريندهنان گر نگاهی سوی فرهاد دلافتاده کنی کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ ای بسا عيش که با بخت خداداده کنیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jul 2
57 min

«««««🍷میبهـا»»»»»اجرای قطعهی عسلغزل نمره ۴۸۰فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلنای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنیسود و سرمايه بسوزی و محابا نکنیدردمندان بلا زهر هلاهل دارندقصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنیرنج ما را که توان برد به يک گوشهی چشمشرط انصاف نباشد که مداوا نکنیديدهی ما چو به اميد تو درياست چرابه تفرج گذری بر لب دريا نکنی؟نقل هر جور که از خلق کريمت کردندقول صاحبغرضان است تو آن ها نکنیبر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهداز خدا جز می و معشوق تمنا نکنیحافظا سجده به ابروی چو محرابش برکه دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jul 1
56 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۹مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلنصبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیبرگ صبوح ساز و بده جام يک منیدر بحر مایی و منی افتادهام بيارمی تا خلاص بخشدم از مایی و منیخون پياله خور که حلال است خون اودر کار يار باش که کاریست کردنیساقی به دست باش که غم در کمين ماستمطرب نگاه دار همين ره که میزنیمی ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفتخوش بگذران و بشنو از اين پير منحنیساقی به بینيازی رندان که می بدهتا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jun 30
57 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۸فاعلاتن فاعلاتن فاعلننوش کن جام شراب يک منیتا بدان بيخ غم از دل برکنیدل گشاده دار چون جام شرابسرگرفته چند چون خم دنیچون ز جام بيخودی رطلی کشیکم زنی از خويشتن لاف منیسنگسان شو در قدم نی همچو آبجمله رنگآميزی و تردامنیدل به می دربند تا مردانهوارگردن سالوس و تقوا بشکنیخيز و جهدی کن چو حافظ تا مگرخويشتن در پای معشوق افکنیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jun 29
56 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۷مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از بادهی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشهی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد فروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی بيا که رونق اين کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی يا به فسق همچو منی ببين در آينهی جام نقشبندی غيب که کس به ياد ندارد چنين عجب زمنیز تندباد حوادث نمیتوان ديدن در اين چمن که گلی بوده است يا سمنی از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنين عزيز نگينی به دست اهرمنی مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ کجاست فکر حکيمی و رای برهمنی؟Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jun 28
54 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۶مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پيک خلوت رازی و ديده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزيزم ز دست رفت خدا را ز لعل روحفزايش ببخش آن که تو دانی خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است اسير خويش گرفتی بکش چنان که تو دانی اميد در کمر زرکشت چگونه ببندم دقيقهایست نگارا در آن ميان که تو دانیمن اين حروف نوشتم چنان که غير ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی يکیست ترکی و تازی در اين معامله حافظ حديث عشق بيان کن به هر زبان که تو دانیSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jun 27
1 hr 10 min

«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۵مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیلگفتند خلايق که تویی يوسف ثانی چون نيک بديدم به حقيقت به از آنی شيرينتر از آنی به شکرخنده چه گویم؟ای خسرو خوبان که تو شيرين زمانی تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدين تنگدهانی صد بار نگفتی که دهم زان دهنت کام؟چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟ گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بيمار که ديدهست بدين سختکمانی؟ چون اشک بيندازيش از ديدهی مردم آن را که دمی از نظر خويش برانیدر راه تو حافظ چو قلم کرد ز سر پاچون نامه چرا یک دمش از لطف نخوانی؟Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Jun 23
58 min
Load more
