
ادامه حوادث دوران محمود غزنوی گفته می شود. علاوه بر جنگ در هندوستان، از فرستادن گروهی به سمت مکه برای مقابله با اعرابی که راه حاجیان را بسته بودند یاد می شود.همچنین از فرستادن هدایای نفیس به خلیفۀ بغداد یاد می شود. توافقی بین محمود و خلیفه شکل گرفته بود مکه محمود به کشورگشایی و غنیمت گرفتن مشغول باشد و برای خلیفه هدایای نفیس بفرستد و با نفوذ رقبای سیاسی او که در آن زمان فاطمیون مصر بودند، مقابله کند، و در مقابل خلیفه به او مشروعیت مذهبی بدهد.لشکرکشیهای محمود به هند که با غارت و کشتار وسیع همراه بود به عنوان غزای مسلمانان بر علیه کفار معرفی می شد.
Jul 12
23 min

کنید نهره، از مبارزان هندو، به میدان می آید و مبارز می طلبد. کسی را زهرۀ مبارزه با او نیست. بوران دخت سوار بر گاوی کوه پیکر به میدان می آید، روی پوشیده، که کسی او رانمی شناسد. این دو مدتی با هم می جنگند. در نهایت بوران دخت گاو کنید نهره را از پای می اندازد و او را می گیرد و می بندد.بوران دخت خود را معرفی می کند. از هندوان کسی حاضر نیست به میدان بیاید.جیباوه می گوید من او را با طلسمی می گیرم. صندوقی آهنین بر روی پیلی می گذارد و خود با مردانش از آن صندوق تیر می اندازند. بوران دخت پیل را از پا می اندازد و جیباوه را می گیرد.هندوان پیلان را به سوی سپاه ایران می رانند و ایرانیان را پراکنده می کنند.
Jul 9
23 min

در ابتدای این قطعه گفته می شود که رابطۀ بین محمود غزنوی و امرای خوارزم که منطقه ای مهم و ثروتمند بود، همواره خوب بود و سالها بود که دختری از خاندان حاکمان غزنوی به زنی به امیر خوارزم داده می شد. محمود از امیر خوارزم می خواهد که در آنجا خطبه به نام او بخوانند. درباریان امیر خوارزم با این کار محالفت می کنند و بر امیر می شورند و او را به قتل می رسانند. محمود از اینکه داماد خانواده او کشته شده عصبانی می شود و به آنجا لشکر می کشد و شورشیان را سرکوب می کند. حکومت آنجا را به آلتونتاش می دهد و به او لقب خوارزمشاه می دهد.در ادامه لشکرکشیهای متعدد او به هندوستان و آوردن غنائم فراوان، بخصوص برده و کنیز ذکر می شود. می گوید که قیمت برده و کنیز در غزنین به دو درهم رسیده بود!
Jul 8
28 min

بوران دخت به کمک سپاهیان روم آمد و آنها را در جنگ با هندوان یاری داد تا آنها پیروز شدند. بعد به راه افتاد تا به سپاه ایران برسد.در راه مردی هندویی گاو سوار بدید. او را و گاوش را گرفت و به دنبال سپاه ایران گشت. هندو سعی کرد او را بکشد ولی نتوانست.سپاه ایران را یافت که به رهبری جیباوه آمادۀ نبرد می شدند. یارانش را دید و به آنها گفت از آمدن من چیزی نگویید تا هندوان ندانند. چون روز شد، لباس رزم بر تن کرد و سوار بر آن گاو به میدان رزم آمد.
Jul 2
24 min

در این قسمت داستانی نقل می شود از روابط محمود غزنوی با امیران غرجستان. امیر غرجستان که می بیند نمی تواند با او مقابله کند، با او دوست می شود و پسرش، شاه شار، را به دربار او می فرستد. شاه شار بعد از مدتی به غرجستان باز می گردد و از در مخالفت بر می آید. محمود سپاهی می فرستد. او را دستگیر می کنند و به نزد محمود می فرستند. محمود او را در قلعه ای زندانی می کند ولی آنچه از لوازم زندگی می خواهد در اختیار او می گذارد.در این میان داستانی جالب نقل می شود از غلامی که موکل آوردن شاه شار به غزنین است. او از شاه شار می خواهد که نامه ای به خاتون غلام بنویسد و او را از آمدنش خبر کند. شاه شار که از بدرفتاری غلام آزرده است، نامه ای فضاحت آمیز می نویسد و خاتون را به انواع قبایح متهم می کند!در ادامه به لشکر کشیهای دیگر به هند پرداخته می شود. همچنین گفته می شود که محمود از خلیفۀ عباسی می خواهد که امارت چند سرزمین باقی مانده از خراسان را هم به او بدهد.
Jun 28
21 min

بوران دخت که از دست هندوان گریخته است، اسکندر را از دست جیباوه می رهاند. آنها با گروهی از سپاهیان در شهری پنهان می شوند.فور شاه که از این واقعه آگاه می شود، لشکری برای یافتن آنها می فرستد. بوران دخت می رود تا از اوضاع لشکر خود خبر بگیرد. می بیند که بسیاری از لشکریانش در زیر پای پیلان کشته شده اند. بوران دخت می بیند که سپاه هندوان نزدیک می شوند. ایرانیان باقی مانده در خوابند. از آب گنگ به یاری یزدان عبور می کند و سپاهیان اسکند را که در آن سوی آب هستند خبر می کند. سپاهیان اسکند کمین می کنند و سپاه هندوان را به آتش و تیر نابود می کنند.
Jun 25
24 min

ادامۀ مطالب مربوط به دوران حکومت محمود غزنوی از کتاب تاریخ حیدری نقل می شود. محمود غزنوی قصد تصرف غور را می کند. غوریان مقاومت می کنند. در نهایت با حیلۀ جنگی بر آنها پیروز می شود. روایتی دیگر هم نقل می شود که در آن محمود به حاکم غور وعدۀ صلح می دهد و وقتی او می پذیرد و به دیدن او می آید او را در بند می کند. درگیری میان غزنویان و غوریان تا آخر دوران غزنویان ادامه می یابد و در نهایت همین غوریان هستند که غزنویان را بر می اندازند.همچنین، محمود برای تصرف غرجستان لشکری می فرستد. امرای غرجستان که تاب مقاومت ندارند می گریزند.داستانی نقل می شود از قحطی بزرگی که در سال 401 هجری روی داد و مردم بسیاری را کشت، و مردم به خوردن سگ و گربه و حتی آدم روی آوردند.
Jun 21
19 min

سپاهیان ایران با سپاه هند در حال جنگند. مبارزی از هندوان به نام کنید نهره به میدان آمده است که هیچ کس نمی تواند با او برابری کند. مهتر پیلبانان هند پیلی که بوران دخت و همارپال، حکیم هندی که در خدمت بوران دخت است، را به زبان هندی چیزی می گوید و او را می فریبد و به دنبال پیل خود می کشاند. وقتی که از جنگلی عبور می کنند، بوران دخت و همارپال دست در شاخ درختان می زنند و فرار می کنند.از دور می بینند که جیباوه اسکندر را اسیر کرده است و پیاده می برد. بوران دخت نزدیک می رود تا مگر بتواند اسکندر را رها کند.
Jun 18
20 min

ادامه حوادث دوران محمود غزنوی گفته می شود. محمود غزنوی به کرات به هندوستان لشکر کشید. گاهی این لشکرکشی ها مدت زمان درازی به طول می انجامید. در یکی از این لشکرکشیهای طولانی مدت، ایلک خان، حاکم ترکستان که با محمود قرارداد صلح داشت، با دیدن اینکه محمود حضور ندارد، سعی در تصرف بخشهایی از خراسان کرد و گماشتگانی به آن اطراف فرستاد. برخی از بزرگان خراسان نیز به واسطۀ دوری محمود با او از در همکاری در آمدند. محمود متوجه اوضاع شد و امیرانی را برای مقابله فرستاد و خود عزم بازگشتن کرد.در نهایت گروهی از سپاهیان دو طرف درگیر شدند. ایلک خان از قدر خان پادشاه چین کمک خواست. جنگی بزرگ در گرفت و محمود در جنگ با سپاه این دو پیروز شد. بعد از آن دوباره محمود عازم فتح مناطقی از هند گشت و با غنایم بسیار به غزنین برگشت.
Jun 14
24 min

بوران دخت که به جنگ هندوان رفته است، فور، پادشاه هندوان را اسیر کرده است. فور موقعیتی می یابد و می گریزد. لشکری بزرگ فراهم می آورد و به فرماندهی جیبال، دختر کیدآور ملک، به جنگ ایرانیان می فرستد. در میان سپاهیان هند، گروهی هستند که سوار بر گاو جنگ می کنند. یکی از آنها، با نام کنید نهره، به میدان می آید. هر کی که از سپاه ایران و روم به جنگ او می رود کشته می شود. بوران دخت و اسکندر درمانده اند که چه بکنند.
Jun 11
24 min
Load more
