Show notes
.طرفه..وَ هستی به ما هستهی عشق دادهمی فرصت و رخصت کشت دادزمینه، هزاران هزاران هزاران هزارزمین، بستر امن کشتَست و کارمشو دست نیستی، مباش پای آزبرایت گزاف آید این خواب نازبه عمدی چو آزردی روزی یکی زنده رابگردد همین ظلم تو بر خودت استوارزمانه بچرخد، تو محبوس در آنوَ هرگز نبینی از آن بندگیها قرارمیان دل و عقل پلیزن بنام خردخرد شد عصایت، نبینی گزندتو، ناموس خویشی نه آن دیگریخودت را بپادار که خوش بگذریچو چشمه بجوشآی به صحرای عشقکه تشنه نمانَد گل سرخ تو در بهشتبهشتت همینجاست، تو خورشید آنبتاب و بکار بذر شادی در آنچه خوش فرصتیست تا مهیا شویمخوش آن بهرهایی که به هم میدهیمهمین ساحت و لحظهها را مقدس بدانکه شد صرف خدمت که عشقَست در آنمیان "من و تو" همیشه به "ما" میرسمچه خوش باشد این "ما" به فرجام رسدبه وقت هیاهو سکوت میکنیمتماشاییَست تا به لبخند عبور میکنیم....وحید قاضینورVahid GhaziNour ۲۱ بهمنماه ۱۳۹۹--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/vahid-ghazinour/message



