Show notes
.آرمانگاه تعالی..دانی که چون شب پا گرفت؟ از آز ما قدرت گرفت!در بینمان دیوار نشاند، گفت: بهترید از دیگراندر مرز امن باورید، با من همیشه سَروَریدچشمها به شب شد مبتلا، در غار خود، با سایههاشب پردهایی شد بر خرد، تا پایمان در گِل رَودبر واژههایش رنگ بود، هم وعدههایش چرب بودچربی که چون بالا روَد، خواب آرَد و هوش را بَرَدوین حکمت دیرینه است، پاداش خفتن مُردن استاز من مپُرس کینجا کجاست، گویا پلی در انتهاستخام آمدیم بالغ شویم، تا لایق بهتر شویمماییم هر آن شاه و گدا، بر آستان انتخابهر سو رَویم آن میشویم، مسحور نیّات خودیمما و من و تو همقدم، راهیست موازی، جنبِ همهر کس به راه خود خوش است. سد، حربهایی انسانکُش استآزادگی قانون ماست، خودساختن آیین ماستما صاحب رویای خود، تفسیرگر معنای خودبَذریم در گلدان خویش، در مکتب استاد خویشما سالک شهر زمین، هم زارعیم، هم خوشهچینمهر است به دل، دل بر جبین، با یار همپیمان رویم....وحید قاضینور ...Vahid GhaziNour۱۹ بهمنماه ۱۳۹۹--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/vahid-ghazinour/message



