بعد از کشته شدن مسعود، برادرش محمد برای بار دوم به تخت می نشیند. مودود بن مسعود، به خونخواهی پدر لشکر می کشد و محمد را شکست می دهد و او و فرزندان و یارانش را می کشد.
مودود به تصرف مناطقی از هندوستان که در دست برادرش بود اقدام می کند. بعد هم با برخی از راجه های هند وارد جنگ می شود و بر آنها پیروز می شود.
مودود در یکی از لشکرکشی ها به سمت خراسان بیمار شده و می میرد. ابتدا فرزندش به تخت می نشیند. بعد عبدالارشید بن محمود، عموی او، به تدبیر وزیر مودود، از قلعه ای که در آن حبس بوده بیرون آمده بر تخت می نشیند.
در میان سرداران عبدالارشید، غلامی است به نام طغرل که عبدالرشید او را برای فتح سیستان می فرستد. طغرل آنجا را فتح می کند و قدرت می گیرد. بعد به سمت غزنین حرکت می کند و با کشتن عبدالارشید به تخت می نشیند.
یکی از امرای غزنویه که با سپاهی به سمت هند فرستاده شده بود باز می گردد و امرای غزنین را هم تحریک به قتل طغرل می کند. طغرل را می کشند و فزخزاد بن مسعود را از قلعه ای که در آن زندانی بوده در آورده بر تخت می نشانند.

