Show notes
برگریزان دلم را نوبهاری آرزوستشاخه ی خشک تنم را برگ و باری آرزوستپایمال یک تنم عمری چو فرش خوابگاهچون چمن هر لحظه دل را رهگذاری آرزوستشمع جمع خفتگانم، آتشم را کس ندیدخاطرم را مونس شب زنده داری آرزوستشوره زار انتظارم درخور ِ گل ها نبودگو برویاند که دل را نیش خاری آرزوستتا به کی آهسته نالم در نهان چون چشمه سار؟همچو موجم نعره ی دیوانه واری آرزوستنورِ ماه ِ آسمانم، بسته ی زندان ابرهر دمم زین بستگی راه فراری آرزوستمخمل زلف مرا غم نقره دوزی کرد و بازبازیش با پنجه ی زربخش یاری آرزوستبی قرارم همچو گـُل در گلشن از جور نسیمدست گلچین کو؟ که در بزمم قراری آرزوستداغ ننگی بر جبین ِ روشن ِ سیمین بزنزان که او را از تو عمری یادگاری آرزوستشاعر سیمین بهبهانیدکلمه مدرس زاده



