Show notes
صدا کن آن نام عظیم را
بشکن این خوی حقیر را
تفکن آن نوش دست ساز را
بنوش این جام نفسساز را
رها کن آن سخن مغز را
بخوان این سخن نغز را
ولکن آن سنت پست را
بپاکن این رسم وصف را
خاک کن آن غریزه جمع را
زنده کن این ضمیر فرد را
پاره کن آن زنجیر فصل را
بیانداز این حلقه وصل را
برکش آن صورت ناشکیل را
تن کن این سیمای جمیل را
جمع کن آن بساط حریر را
پهن کن این سفره سفیر را
بیانداز آن فانوس کمسوز را
بیافروز این چراغ درونسوز را
پاک کن آن نقشهای سرد را
منقوش کن این سینههای پردرد را
فریاد کن زمزمههای آن بنده غلام را
که باز فریاد کرد این نالههای جان را



