Show notes
.پیشبیا..به درختی که مرا مینگرد، میگویم:آسمانت، ایهام، سایههایت، افکار،شاخههایت، خورشید،کافرین بر استاد..من و تو، همدم هرروز همیمحاصل ماست همین داستانها.آمدهام بهر شماجان شدی، همتن و همزاد شدی، پیش و پس راه، شمانیستشدم، جوانکِ دانهشدم، بستی بهمنقار، مراابر شدی، چکهشدی، مستشدی، خیمهزدیخیششدی، شانهزدی خاکِ مراشبشدی و روزشدی، حاکم و محکومشدی،همره پرگار، مراجذبشدی، دفعشدی، منکر هرجاذبه و دفع شدیتا بِکِشی زهر مرانیششدی، نوششدی، آتش منکوب شدیروزنهاییباز نشاندادی مراعشق شدم، شعلهزدم. چشمشدم، ژالهشدیتا بِبَری شعر مرا.همنفسا، خانهتویی. معرفتی، یار پسندیده توییراهدِه از غار مراآمدهام به بزم تو، شمعشوَم به شام توبازشناس از قدح و جام، مراعشقشدم سبد سبد، باغتویی، بهار، منراستشدم بهخندهات، همقدم از قلعهی اسرار بیا؛............................................وحید قاضینورVahid GhaziNour۱۵ بهمنماه ۱۴۰۰https://www.instagram.com/p/CZj3_FoK70G/?utm_medium=share_sheet



