چندی قبل ویدئویی از گرداندن چند متجاوز جنسی در سطح شهر مرند توسط ماشین گشت پلیس رسانهای شد. زن قربانیِ تجاوز در مرند دانشجو بود و به اتفاق فرد مذکر همراهش هردو در تفرجگاه «یوموروتپه» مورد آزار و تجاوز شدید جنسی قرار گرفته بودند. متجاوزان «برابر دستور دادستان شهرستان مرند در سطح شهر گردانده شدند تا درس عبرتی باشد برای مخلان نظم و امنیت عمومی…» . متجاوزین با عنوان «آدمربا» و اشرار سابقهدار در سطح شهر گردانده شدند و طبق آنچه در ویدئو دیده میشود مورد فحاشی و ضرب و شتم پلیس قرار میگیرند. پلیس در نهایت آنها را دستبسته بهدست جمعیت ناظر خشمگین میسپارد. در زیر سعی میکنم زوایای مختلف روایت را از چند جنبه مورد ملاحظه قرار دهم و مخصوصاً ابعاد زنستیزانۀ آن را شرح دهم.
۱. شایعهها میگویند این حجم شدت قانونی در برخورد با متجاوزین و رسوایی آنان نتیجۀ متنفذ بودن پدر قربانی بوده است؛ شایعهای که پیگیری یک زن جوان عادی برای شکایت را بعید میداند؛ و گمان میکند برای ثبت شکایت لابد باید خانوادۀ متنفذ، و نه حامی، داشت. حتی فرمانده انتظامی مرند دستگیری این «آدمربایان» را از شگردهای پلیس میداند و اشارهای به عاملیت زن در اقدام به شکایت نکرده است. در این دیدگاه، زندگی قربانی تجاوز آنچنان پایان یافته و چنان شرمآمیز تصور میشود که به اصطلاح کار از کار گذشته و محلی برای شکایت و لابد جبران وجود ندارد.



