
نگرشی به نامواژهی 'ایران' در درازنای تاریخ
نام 'ایران' برای نخستین بار در عهد ساسانیان (۲۲۴- ۶۵۱م) مطرح شد که در مقابل اش 'انیران' جای داشت و هر دو منطقه، تابع امپراتوری ساسانی بودند. 'ایران' و 'انیران'، مفاهیم صرفا دینی و زردشتی بودند و کاربردشان در امپراتوری های قرون وسطا -که عمدتا ویژگی های دینی داشتند– قابل فهم است. لذا نامواژه 'ایران' در آن روزگار حامل هیچ گونه دلالتهای قومی و نژادی نبود و تنها در سدههای نوزده و بیست بود که شرقشناسان اروپایی، مفهوم سیاسی ناسیونالیستی و نژادی را بار آن کردند و مورخان ایرانی در قرن بیستم، آن را از اروپاییان گرفتند. و به نظر می رسد که یونانیان نخستین بار نام 'پرسیا' را در باره ایران کنونی به کار گرفتند، گرچه این سرزمین، هم در گذشته و هم اکنون -نه فقط پارسیان- بلکه اقوام و ملت ها و نژادهای گوناگونی را در بر گرفته است.
در واقع از زمانی که تماس یونانیان با 'ایران' آغاز شد و آنان قبرهای شاهان هخامنشی را در پارس (استان فارس کنونی) دیدند، نام 'پرسیا' را بر آن نهادند، گرچه خودشان -یعنی یونانیان- معتقد بودند که قلمرو هخامنشی وسیعتر از 'فارس' بود و ممالک و شاهان دیگری را شامل میشد. به نظر میرسد که عربها و مسلمانان نام 'بلاد فارس' را از یونانیان گرفته باشند.
Dec 31, 2023
11 min

تاریخ سرکوبگران با تاریخ سرکوبشدهها فرق دارد. تاریخنویسی سرکوبگران با تاریخنویسی سرکوبشدهها هم فرق دارد. تاریخنویسی سرکوبگران در خدمت بازتولید تاریخ سرکوبگران است.سرکوب شدههای تاریخ معمولا صدا ندارند. صدا دادن به بیصدایان دشوارترین کار است. گاه بیصدایان تاریخ خود علیه صدا دهندهگانشان میایستند؛ زیرا فرآیندی به نام استحمار وجود دارد، زیرا روایت سرکوبکنندههای تاریخ بهسان حقیقت مزینِ مطلق و مسلم، جلوهگر میشود و اکنون نیاز به رخنهگری (breakthrough) دارد و رخنهگری در حقیقت مزین برساخته شده تاریخ، دشوارترین کارها است.رخنهگری در حقیقت مزین برساخته شدهی تاریخ، با دگرنویسی آغاز میشود. دگرنویسی مهم و خردکننده است. دگرنویسی از جزئیترین تعابیر و کلمات آغاز میشود و رفتهرفته بسط مییابد. مثلا وقتی که مینویسی رضا شاه موصوف به کبیر، محمدرضا شاه موسوم به آریامهر، دگرنویسی را آغاز میکنی و بذر تشکیک در حقیقت مزین برساختهشدهی تاریخ میکاری؛ تشکیک در سرشت شوکتمندی یک شوکتمند تاریخ و تشکیک در تاریخی که تحت لوای شوکتمندان تاریخ روایت شده است.تاریخنگاری سرکوبگران است که صدای شوکتمندان (کورش، داریوش، نادر، چنگیز، ...) تاریخ را پژواک میدهد. اما تاریخنگاری سرکوبشدهها و طردشدهها میخواهد صدای بیصدایان تاریخ و صدای بیشوکتان تاریخ باشد.
Dec 31, 2023
3 min

ایران کشوری است متشکل از گروههای زبانی (قومی) و دینی گوناگون که در درازنای تاریخ در این سرزمین زیست کردهاند. این امر، در یک سدهی اخیر از سوی حکومتهای پهلوی و جمهوری اسلامی و در ذیل دو گفتمان «ناسیونالیسم باستانگرایانه» و «اسلام شیعی» نادیده گرفته شده است.گفتمان اول با تعریف از یک «ملت واحد» و دیگری با تعریف از یک «امت واحد»، کوشیدهاند از یک روایت خاص به قیمت به حاشیهراندن روایتهای دیگر بهره برده و «دیگری» را نادیده بگیرند. پرداختن به ابعاد مختلف این نادیده گرفتن از حوصلهی این بحث خارج است و در اینجا فقط میکوشیم به یکی از اقدامات رضاشاه در مواجه با گروههای زبانی (قومی) بپردازیم و آن مربوط به سیاستهای هویتی رضاشاه در مواجهه با اسامی و نامهای قومی است.آبراهامیان معتقد است که رضاشاه با بهرهگیری از ارتش، بوروکراسی و پشتیبانی دربار توانست نظام سیاسی را بهدست گیرد (آبراهامیان، ۱۳۹۱: ۱۷۱). از دیگر سو، برخلاف حکام پیشین، رضاشاه نه تنها تعلق ایلیاتی نداشت بلکه فرهنگ ایلیاتی را سدی در برابر مدرنیزاسیون خود میدانست و آنها را تهدیدی برای امنیت کشور تلقی میکرد. لذا با فرهنگ ایلیاتی به مقابله برخاست (لمتون،۱۳۶۲: ۵۰۰). بنابراین رضاشاه میکوشید هر آنچه را که نشانهای از فرهنگ ایلی دارد از بین ببرد.
Dec 31, 2023
5 min

این مقاله با آوردن مقدمهٔ مختصری از پیشینهٔ دریاچهٔ اورمیه، در شروع اشارهای به داستان «اورمیا» الههٔ دریاچه اورمیه بهعنوان سمبل افسانهای آن دارد، سپس به نقش زنان در اعتراضات به خشکاندن دریاچه اورمیه و تلاشهای آنان برای احیا یا جلوگیری از تبعات خشک شدن آن (چه در قالب نهادهای مدنی، چه بهصورت فردی) در حدِ وسعِ مقاله پرداخته است. در بخشی از مقاله سعی شده تا ازتئوری تلاقی یافتگی تبعیضها (نظریهٔ اینترسکشنالیتی) با علاوه کردن یک بحران زیستمحیطی در کنار تبعیضهای معمول این نظریه (که عمدتا بر اساس نژاد،جنسیت، طبقه شکل گرفته است)بهره ببرد تاشاید بتوان به تبیین همهجانبهتری از تبعات یک بحران زیستمحیطی، ( اثرات خشک شدن دریاچه) بر زنان، (چه زنان کنشگر و چه زنان ساکن متأثر از خشک شدن دریاچه در منطقه) دست یافت. در بخش دیگری از مقاله، توصیفِ زندگی زنان روستایی متاثر از خشک شدن دریاچه، از زبان کنشگران و در بخش پایانی توصیف وضعیت این زنان از زبان خودشان آمده است. و در پایان به راه حلهای احتمالی (عمدتا زنمحور) پیش رو میپردازد.
Dec 24, 2023
12 min

- شنیدهای که فلانی هم پانترکیست شده؟
- ا ِ. ِ . ِ؟ نَ . َ . َه! راست میگی؟
- آره!
- آخه اون که پسر (یا دختر) خوبی بود؟
- آره، ولی رفته قاتی این "آذربایجانچی"ها...
- چه حیف! من نمیفهمم این پانترکیستها اصلاً حرف حسابشون چیه. چی میخوان؟ جدا بشن که چی بشه؟ برن بچسبن به قول خودشون به "آذربایجان شمالی"؟ حیف، حیف! من دیگه باهاش حرف نمیزنم!
بهگمانم گروهی از خوانندگان این سطرها گفتوگویی کموبیش مشابه را اینجا و آنجا شنیدهاند. اندکی پس از این گفتوگو داغ ننگ "پانترکیست" بر پیشانی آن "فلانی" زده میشود و صرفنظر از اینکه او چه گفته یا چه کرده، نام و وجودش در "لیست سیاه" قرار میگیرد. این فضا از کجا آمده؟ چهل سال پیش، در دههٔ پنجاه خورشیدی، بهکلی عکس این فضا در میان دانشجویان و روشنفکران و مبارزان غلبه داشت. در آن هنگام نام آذربایجان بسیار جاذبه داشت و مترادف بود با کار و زحمت و مبارزه، انقلاب، خیزش، دلاوری، ایستادگی، ترانههای زیبا، بایاتیهای زیبا، زبان صمد بهرنگی، آشیقها، رشید بهبودوف، بلبل، شور امیروف و اپراهای هیجانانگیز. جوانان بسیاری خواستار فراگرفتن زبان ترکی آذربایجانی بودند. من خود چندین کلاس یکنفره و دونفرهٔ آموزش زبان آذربایجان برای کسانی که بی داشتن رگوریشهٔ آذربایجانی عاشق این زبان بودند در دانشگاه (و در زندان) داشتم. هر بار که کتابچهٔ دوزبانهٔ "اپرای کوراوغلو" را تکثیر میکردم (از سال ۱۳۵۳) دویست نسخهٔ آن تنها ظرف چند دقیقه "غارت" میشد و بسیاری سخت خشمگین و دلخور میشدند از این که نسخهای به آنان نرسیدهاست، تا در تکثیر بعدی صحنههای مشابه تکرار شود. چندین شخص غیر آذربایجانی را میشناسم که به کمک همین کتابچهٔ اپرا ترکی آذربایجانی آموختند. ساعتها در اتاق خوابگاه دانشجویی مینشستم و با وسایلی ابتدایی از روی صفحههای ۳۳ دور کمیاب، نوارهای کاست موسیقی آذربایجانی پر میکردم. این نوارها را حتی کسانی که هیچ ترکی نمیدانستند همچون ورق زر میبردند، و من به دشواری میتوانستم تقاضاهایی را که پیوسته میرسید بر آورم.
Dec 24, 2023
10 min

عوض این که معایب گذشته را گوشزد بنماییم تا تکرار نشود، به اصلاح داخلهی خودمان بپردازیم و اقدامات جدی برای نجات مردم بکنیم، از هر گوشه و کنار، یکدسته میهنپرست فداکار و ناجیان دلسوخته قیام کرده دائماً اشاره به حیثیت، افتخارات و عظمت ایران باستان مینمایند و استعداد نژادی ما را میستایند و قلمفرسایی میکنند، زبان میگیرند و نوحهسرایی مینمایند. فکر نان بکنیم که خربزه آب است.
ما سوراخ دعا را گم کردهایم چون حس نمیکنیم که دنیا عوض شده و بعد از این جنگ تغییرات بیشتری خواهد کرد و فقط مللی حق حیات خواهند داشت که جانبازی کرده و فداکاری به خرج دادهاند و به منافع خود هوشیار میباشند. افتخار به عظمت باستانی تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد آیندهی او بشود نه این که او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و نه این که بخواهند با این نوحهسراییها او را به خواب غفلت ببرند و در فلاکت خود محکوم بکنند. کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشتهی ایران نمیباشد تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی مقامی برای خود احراز کردهایم، اما تکرار «ملت ششهزارساله!» و ذکر نام کوروش و داریوش و انوشیروان و سلطان محمود و شاه عباس برای مردم آب و نان نمیشود و عرق وطنپرستی کسی را نمیجنباند و یکقدم هم ما را جلو نمیبرد.مگر ملتهای دیگر خلقالساعه به وجود آمدهاند و بزرگانی نداشتهاند و جهانگشاییهایی نکردهاند؟ یا مردمان هندوستان و چین و آشور و مصر نمیتوانند چنین ادعاهایی داشته باشند؟ آیا میتوانیم مدعی بشویم که در علم و هنر و فلسفه ما چشم و چراغ دنیاییم و هند و چین و یونان از ما پستتر بودهاند؟
Dec 9, 2023
7 min

حسن محدثی گیلوایی جامعهشناس و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و مدیر سابق گروه جامعهشناسی دین در انجمن جامعهشناسی ایران طی سلسله یادداشتهایی در کانال تلگرام خود به نقد و بررسی کوروش هخامنشی پرداخته که با حملات فراوانی از سوی گروههای مختلف روبرو شده است. این دکتر جامعهشناس در پاسخ به این حملات در کانال تلگرام خود چنین نوشته:
بررسی نقادانهی شخصیت و عملکرد کورش و هخامنشیان، انواع مقاومت را در میان کورشپرستان و باستانگرایان برانگیخته است. نقد متون و آثار تاریخنگاران ملیگرا و تاریخنگاران غربیای که بر منابع نامعتبر تکیه کردهاند، انبوهی از مقاومتها را پدید آورده است.برخی به گزینهی استبداد تخصص متوسل شدهاند و ناقد روایتهای رسمی را به خاطر فقدان تخصص در تاریخنگاری به باد سخره گرفته و در مسیر تحقیر ناقد گام برداشتند. این در حالی است که محقق جامعهشناسی با بهرهگیری از بینش جامعهشناسانه در نگریستن به پدیدههای تاریخی، میتواند پرتو جدیدی بر آنها بیاندازد.
Dec 7, 2023
5 min

ابتذال، در بافتار بحث در یک سنت فکری ویژه، مترادف با بلاهت به کار میرود، بلاهت نه به معنای کمدانی، بلکه نداشتن قوهی قضاوت، آنچنانکه در مورد کسی میگوییم خوب و بد را نمیتواند از هم تشخیص دهد، در حالی که چنین کسی ممکن است بالغ و درسخوانده و پراطلاع باشد.
جنبش "زن، زندگی، آزادی" حد بالایی از قوهی تشخیص را در جامعهی ما به نمایش گذاشت: نشان داد که مسئلهی زن چه اهمیتی در میان مجموعهی مسائل اجتماعی ما دارد، از طریق آن موضوع تبعیض را برجسته کرد که تبعیض جنسیتی جایگاهی کانونی در نظام آن دارد، اما به آن منحصر نمیشود. نظام تبعیض در ایران، یک همتافتهی اجتماعی، جنسیتی، قومیتی و سیاسی است. آزادیکشی در خدمت آن است. زندگی شایستهی انسانی میسر نمیشود مگر اینکه نظام تبعیض برچیده شود و شهروند آزاد تعیینکنندهی سرنوشت خود باشد.
خیزش مردم در سال ۱۴۰۱ ولایتشکن بود. تنها علیه رژیم مستبد نبود، نظام تبعیض در کشور را نشانه گرفته بود. جنبش "زن، زندگی، آزادی" تنوع خواستهها، تنوع اشکال محرومیت و تبعیض را به نمایش گذشت.
شروع و گسترش جنبش مدیون روشنگری بود، خبررسانی و ساماندهی عمل جمعی که همرسانشْ ممکنساز آن است. اطلاعرسانی جمعی، زندان، شکنجه و اعدام را در کانون توجه عموم قرار داد.
Dec 7, 2023
6 min

برخی از مسئولان برای فقر و استیصال کنونی که مردم ایران دچارش شدهاند بنگلادشرا مثال میزنند. اما بنگلادش یکی از کشورهایی است که در سالهای نه چندان دور بهعنوان کشوری فقیر نام برده میشد؛ اما این کشور ۱۶۰ میلیوننفری توانسته از فرصتهای به وجود آمده، نهایت استفاده را برای افزایش تولید و رشد و توسعهی همه جانبه کشور ببرد.هم اکنون بیش از ۸۰ درصد تولید این کشور در صنعت پوشاک است. با بهرهگیری از تکنولوژی، تعامل و تجارت با دنیا، فراهم کردن فضای رقابتی برای بنگاهها، اجرای موفق خصوصیسازی، شفافیت، اعتماد و امنیت برای سرمایهگذاری، تقویت زیرساختها و تضمین دسترسی ۱۰۰ درصد افراد به ICT، پیادهسازی روشهای جدید تامین مالی و بهرهگیری درست از نیروی کار ارزان، در مسیر خیز اقتصادی گام بردارد.تا یک دهه آینده این کشور جزو کشورهای توسعه یافته قرار خواهد گرفت و پیشبینی میشود تا ۵ سال آینده تولید ناخالص داخلی آن به حدود ۵۰۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که در ۲۰۲۰ برای کشور ایران ۴۱۰ میلیارد دلار پیش بینی شده بود.
Dec 7, 2023
4 min

هوشیاری و آگاهی تاریخی حکم میکند که به دو قطبی کردن جامعۀ ایرانی دامن نزنیم. بر احساسات غلیان کرده نسلی، نفت نریزیم. بر اندیشهورزان است که به تجربههای تاریخی بزرگ، اما ناتمام و راز ناکامی نهضتهای ۱۱۰ ساله سپری شده، عطف عنان کنند. سپردن مهارِ سرنوشت به مشتهای گره کردۀ تودههای تحریکپذیر و فاقد آگاهی خطا است. از مرداد ۱۳۳۲ تاکنون تودهها تعیین کننده بودهاند. بدین گونه بود که عوامفریبان و کاسبکاران سیاسی و فرصت طلبان با سواری گرفتن از تودۀ نگونبخت، منافع ملی و مصالح عمومی را به مغاک نزاعهای ایدئولوژیک سوق دادند. مشروطیت، ملی کردن نفت و انقلاب ۵۷ از این دسته بزنگاههای تاریخی و درسآموزند . از پس این تجارب تاریخی هنگام آن رسیده است که در ناکامی این سه رویداد تاریخی و پر هزینه بنگریم. زمانی دراز درنگ آوریم و سری از سر تأمل به قفا برگردانیم که چرا از سرمشق هزینه-تکرار به سرمشق هزینه-فایده نمیکوچیم. چرا همچنان در تله و طلسم سیاست و ایدئولوژی گرفتاریم و به عوض تغییر وضعیت به تغییر شخص، تمثال، مجسمه و معبد مشغولیم؟ کوره راه سیاست و تنگنای تنگ نظری راه برون رفت و درمان درد مزمن ما نیست. نگریستن در جام جهانبین تاریخ و عبرت آموزی از رویدادهای تاریخی به معنای در آمدن به قلمرو هزینه-فایده و وداع با هزینه-تکرار است.
Dec 7, 2023
3 min
Load more
