مجله تریبون
مجله تریبون
Tribunpluse
شیوا فرهمندراد:‌ زهر در گفتمان آذربایجان! شنیدی که فلانی هم پان‌ترک شده
10 minutes Posted Dec 24, 2023 at 10:00 am.
0:00
10:47
Download MP3
Show notes

- شنیده‌ای که فلانی هم پان‌ترکیست شده؟

- ا ِ. ِ . ِ؟ نَ . َ . َه! راست میگی؟

- آره!

- آخه اون که پسر (یا دختر) خوبی بود؟

- آره، ولی رفته قاتی این "آذربایجانچی"ها...

- چه حیف! من نمی‌فهمم این پان‌ترکیست‌ها اصلاً حرف حسابشون چیه. چی می‌خوان؟ جدا بشن که چی بشه؟ برن بچسبن به قول خودشون به "آذربایجان شمالی"؟ حیف، حیف! من دیگه باهاش حرف نمی‌زنم!

به‌گمانم گروهی از خوانندگان این سطرها گفت‌وگویی کم‌وبیش مشابه را این‌جا و آن‌جا شنیده‌اند. اندکی پس از این گفت‌وگو داغ ننگ "پان‌ترکیست" بر پیشانی آن "فلانی" زده می‌شود و صرف‌نظر از این‌که او چه گفته یا چه کرده، نام و وجودش در "لیست سیاه" قرار می‌گیرد. این فضا از کجا آمده؟ چهل سال پیش، در دههٔ پنجاه خورشیدی، به‌کلی عکس این فضا در میان دانشجویان و روشنفکران و مبارزان غلبه داشت. در آن هنگام نام آذربایجان بسیار جاذبه داشت و مترادف بود با کار و زحمت و مبارزه، انقلاب، خیزش، دلاوری، ایستادگی، ترانه‌های زیبا، بایاتی‌های زیبا، زبان صمد بهرنگی، آشیق‌ها، رشید بهبودوف، بلبل، شور امیروف و اپراهای هیجان‌انگیز. جوانان بسیاری خواستار فراگرفتن زبان ترکی آذربایجانی بودند. من خود چندین کلاس یک‌نفره و دونفرهٔ آموزش زبان آذربایجان برای کسانی که بی داشتن رگ‌وریشهٔ آذربایجانی عاشق این زبان بودند در دانشگاه (و در زندان) داشتم. هر بار که کتابچهٔ دوزبانهٔ "اپرای کوراوغلو" را تکثیر می‌کردم (از سال ۱۳۵۳) دویست نسخهٔ آن تنها ظرف چند دقیقه "غارت" می‌شد و بسیاری سخت خشمگین و دلخور می‌شدند از این که نسخه‌ای به آنان نرسیده‌است، تا در تکثیر بعدی صحنه‌های مشابه تکرار شود. چندین شخص غیر آذربایجانی را می‌شناسم که به کمک همین کتابچهٔ اپرا ترکی آذربایجانی آموختند. ساعت‌ها در اتاق خوابگاه دانشجویی می‌نشستم و با وسایلی ابتدایی از روی صفحه‌های ۳۳ دور کمیاب، نوارهای کاست موسیقی آذربایجانی پر می‌کردم. این نوارها را حتی کسانی که هیچ ترکی نمی‌دانستند همچون ورق زر می‌بردند، و من به دشواری می‌توانستم تقاضاهایی را که پیوسته می‌رسید بر آورم.