Aknoon | اکنون
Aknoon | اکنون
Aknoontalks
"نسخه کامل، بدون حذفیات و با شرح کامل" اکنون...» یک برنامه گفت وگومحور و متفاوت است که با اجرای سروش صحت شما را به سفری به عمق تجربیات انسانی و جهان کتاب ها، فیلم ها، موسیقی ها و... می برد. این برنامه با دعوت از مهمانانی برجسته از دنیای هنر، ادبیات، فلسفه، شعر، علم، ورزش و... ، به لحظات تأثیرگذار زندگی می پردازد. اینجا در "اکنون..." زندگی کمی دیروز، اندکی فردا و خیلی امروز است. 
این پادکست برای هواداران این برنامه آپلود می گردد.. 
اکنون ادامه دارد.. برای حمایت از برنامه لطفا حتما اکنون را در فیلیمو تماشا کنید https://www.filimo.com/m/149231 t.me/aknoon_talks
قسمت شصتم، شرمین نادری، رشید کاکاوند
اکنون ادامه دارد..قسمت شصتممهمان: شرمین نادری با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستفردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655پادکست سعدیhttps://castbox.fm/vc/4898145خداحافظ آفریقاhttps://castbox.fm/vc/7308417رختکن بازنده هاhttps://castbox.fm/vc/7307060دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتکتاب تیستو سبز انگشتی (موریس دورئون، ترجمه لیلی گلستان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانی)کلاس پرنده (اریش کستنر، علی پاک بین، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)پولیانا روشنایی کوهستان (آناماریا ماتوته، محمد قاضی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)سختون ( ناصر ایرانی، انتشارات شهر قلم)میگل (جوزف کرامگولد، فریدون دولتشاهی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)هانی و شی مرید(انور بجارزهی، انتشارات تفتان)سه روز به آخر دریا - سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری (نازیلا ناظمی، نشر اطراف)جریان های پنهان خانوادگی (افسانه نجم آبادی، ترجمه محمد سروی زرگر، نشر بیدگل)خاطرات و سفرنامه ظهیرالدوله (سیف الله وحیدنیا، نشر آبی)کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار (ناصرالدین شاه قاجار، انتشارات سخن)آب‌نشین‌ها (کلثوم بزی، نشر نونوشت)ماه گرفته ها (شرمین نادری، نشر کتاب آمه)بعد از خواندن پاره نکردیم (شرمین نادری، نشر خوب)حباب شیشه ( سیلویا پلات، گلی امامی، نشر باغ نو)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)شرمین نادری (نویسنده، پژوهشگر فرهنگ عامه، تصویرگر و فعال فرهنگی ایرانی، زاده ۱۳۵۵ ه.خ)مه ستی گنجوی (با نام اصلی منیژه، شاعر ایرانی، در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری، مهستی پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به‌شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند)اشعار و جملات و عباراتتنور سینه ی سوزان ما به یاد آریدکز آتش دل ما پخته گشت خام شما(هوشنگ ابتهاج - سایه)——————مهستی گنجوی: ۱من عهد تو سخت سست می‌دانستمبشکستن آن درست می‌دانستماین دشمنی ای دوست که با من ز جفاآخر کردی نخست می‌دانستم——————۲عشق است که شیر نر زبون آید از اوبحری است که طرفه‌ها برون آید از اوگه دوستیی کند که روح افزایدگه دشمنیی که بوی خون آید از او——————۳از مهر خود و کین تو در تابم مندر چشم تو گوئی به میان آبم منیا من گنهی کردم و در خشمی تویا تو دگری داری و در خوابم من——————۴ای بت به سرِ مسیح اگر ترساییخواهم که به نزد ما تو بی‌ترس آییگه چشم ترم به آستین خشک کنیگه بر لبِ خشک من لبِ تر سایی——————۵بر هر دو طرف مزن تو بر، یک سوزنوآن زلف شکسته را ز رخ یک سو زنگر آتش عشق تو وزد یک سوزنیک سو همه مرد سوزد و یک سو زن——————۶تا کی ز غم تو رخ به خون شوید دلوآزرم وصال تو به جان جوید دلرحم آر کز آسمان نمی‌بارد جانبخشای که از زمین نمی‌روید دل——————۷ای لعل تو تالانهٔ بستان بهاربادام تو هم ز آب رزان داده خماردر حسرت شفتالویت ای سیب زنخرنگم چو به است و اشک چون دانه انار—————۸از بس که کند زلف تو با روی تو نازبیم است که از رشک کنم کفر آغازمن بندهٔ بادی شوم ای شمع طرازکو زلف تو را ز روی بر دارد باز—————۹سودازدهٔ جمال تو باز آمدتشنه شدهٔ وصال تو باز آمدنو کن قفس و دانهٔ لطفی تو بپاشکان مرغ شکسته بال تو باز آمد—————۱۰قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کردبا من دل پر زرق و نفاق تو چه کردچون زلف دراز تو شبی می‌بایدتا با تو بگویم که فراق تو چه کرد—————۱۱شب‌ها که به ناز با تو خفتم همه رفتدُرها که به نوک غمزه سفتم همه رفتآرام دل و مونس جانم بودی رفتیو هر آنچه با تو گفتم همه رفت————۱۲ما را به دم پیر نگه نتوان داشتدر حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشتآن را که سر زلف چو زنجیر بوددر خانه به زنجیر نگه نتوان داشت—————۱۳غم با لطف تو شادمانی گرددعمر از نظر تو جاودانی گرددگر باد به دوزخ برد از کوی تو خاکآتش همه آب زندگانی گردد—————۱۴آن بت که رخش رشک گل و یاسمن استوز غمزهٔ شوخ فتنهٔ مرد و زن استدیدم به رهش ز لطف چون آب روانآن آب روان هنوز در چشم من استسایرروستاتیش (پلتفرم توسعه و عرضه محصولات روستایی)
Jul 25
2 hr 27 min
قسمت پنجاه و نهم، اکبر سلطانی، امیرحسین ماحوزی
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و نهممهمان: اکبر سلطانی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستفردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655پادکست سعدیhttps://castbox.fm/vc/4898145خداحافظ آفریقاhttps://castbox.fm/vc/7308417رختکن بازنده هاhttps://castbox.fm/vc/7307060دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602فلسفه علمhttps://castbox.fm/vc/2928286کتاب و سایر انتشاراتتفکر انتقادی: تدابیری برای آگاهانه زیستن و خوب آموختن (ریچارد پل - لیندا الدر، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات اختران)ذهن فریبکار شما: راهنمای علمی برای مهارت‌های تفکر نقاد (استیون نوولا، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات اختران)مجموعه کتاب های والدین متفکر فرزندان متفکر، تفکر نقاد (ريچارد پاركر و بروك نوئل مور، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات شهرتاش)مغالطات: هنر فریب و اعمال نفوذ ذهنی (ریچارد پل و لیندا الدر، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات شهرتاش)آموزش تفکر نقاد برای کودکان (سوزانه بورمن و جوئل لوین، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)اکبر سلطانی (پزشک، متخصص غدد درون‌ریز، استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهران و مترجم و نویسنده در حوزه تفکر نقاد است، زاده ۱۳۴۵ ه.خ)اشعار و جملات و عباراتصبوحی (شراب صبحگاهی)———————امشب به قصه ی دل من گوش می کنیفردا مرا چو قصه فراموش می کنیهوشنگ ابتهاج (سایه)———————چون سنگها صدای مرا گوش میکنی سنگی و ناشنیده فراموش میکنیای ماهی طلایی مرداب خون من خوش باد مستیَت که مرا نوش می کنیتو درهٔ بنفش غروبی که روز رابر سینه می فشاری و خاموش می کنی(فروغ فرخ زاد)———————اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاکاز آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟(حافظ)———————فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقیبِخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز(حافظ)———————یاران به موافقت چو دیدار کنیدباید که زِ دوست یاد بسیار کنیدچون بادهٔ خوشگوار نوشید به همنوبت چو به ما رسد نگونسار کنید(خیام)——————ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختیگر نمی‌جستی جنون ما چرا می‌ریختیساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتابنور رقص انگیز را بر ذره‌ها می‌ریختی(مولانا)سایرفاشیسم (نظریه‌ای سیاسی از جناح راست افراطی و شکلی از حکومت خودکامه با ملی‌گرایی افراطی است که به‌عنوان ایدئولوژی یک جنبش سیاسی و سازمان‌یافته، نخستین بار بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در ایتالیا تحت رهبری بِنیتو موسولینی ظهور کرد. این نظام بر سه پایه استوار بود: حزب سیاسی واحد، ملی‌گرایی افراطی نژادپرستانه و دولتی بسیار مقتدر و متمرکز. بنیتو موسولینی فاشیسم در واژه به‌معنای کیفیت ساختار حکومتی است که در آن مستبدی با اختیارات نامحدود حکومت می‌کند.در این سیستم، هرگونه اعتراض یا انتقاد با سرکوب قهری مواجه می‌شود. تمامی بخش‌های صنعتی، بازرگانی و دیگر حوزه‌ها تحت کنترل و نظارت شدید حکومت قرار دارند. این شکل از حکومت بر ملی‌گرایی افراطی تأکید دارد و در بیشتر موارد با نژادپرستی همراه است.خواب قیلوله (خواب نیمروزی، خواب قِیلوله یا چُرت بعد از ظهر، خواب کوتاه نیم‌روزه است. از نظر پزشک برای تجدید قوا و سلامتی ذهن و روان مفید است و موجب تقویت حافظه می‌شود. مدت این خواب بین بیست دقیقه تا نیم ساعت دانسته شده‌است. این خواب برای مناطق گرم ضروری‌تر بنظر می‌رسد. در فرهنگ معین خواب قیلوله معادل خواب نیمروزی یا خواب پیش از ظهر عنوان شده‌است.)
Jul 22
2 hr 17 min
قسمت پنجاه و هشتم، سعید حقیر، رشید کاکاوند
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و هشتممهمان: سعید حقیر با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602پادکست سعدی https://castbox.fm/vc/4898145کتاب و سایر انتشاراتسبکی تحمل ناپذیر یا بار هستی (میلان کوندرا، ۱۹۸۴ م)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)سعید حقیر (معمار، دکتری در رشته تاریخ و فلسفه هنر با گرایش معماری دوران مدرن از دانشگاه سوربن، دانشیار دانشکده معماری دانشکده تهران، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)باب راس (نقاش، معلم هنر و مجری تلویزیون آمریکایی، ۱۹۹۵ - ۱۹۴۲ م)میلان کوندرا (نویسنده و شاعر اهل جمهوری چک، ۲۰۲۳ - ۱۹۲۹ م)آذر بیگدلی (شاعر و تذکره‌نویس برجسته سده دوازدهم هجری، ۱۱۶۰ - ۱۱۰۱ ه.خ)اشعار و جملات و عباراتدردا که فراق، ناتوان ساخت مرا در بستر ناتوانی انداخت مرا از ضعف، چنان شدم که بر بالینم صد بار اجل آمد و نشناخت مرا(شوقی ساوه ایی)مرا عجز و تو را بیداد دادند بهر کس آنچه باید داد دادندگران کردند گوش گل، پس آنگه به بلبل رخصت فریاد دادندسراغ حجله ی شیرین گرفتمنشانم تربت فرهاد دادندزدند آتش بجان پروانه را شبسحر خاکسترش بر باد دادند(آذر بیگدلی)گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟! زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد(آذر بیگدلی)نخستین باده کاندر جام کردندز چشم مست ساقی وام کردندبه گیتی هر کجا درد دلی بود به هم کردند و عشقش نام کردند(عراقی)کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!به یاری کوش چون یاران، که یاری‌های من بینی!سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردمبیا تا روز آخر جان‌سپاری‌های من بینیتو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کنکه چون گرد از قفایت بی‌قراری‌های من بینی!نخستت بی‌وفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنونبیا کز طعن مردم، شرمساری‌های من بینی(آذر بیگدلی)دانی که چه دیده ام شب هجرگر روز فراق دیده باشی!از جام رقیب، می ننوشیگر خون دلم چشیده باشیقاصد! نرسیده بر لبم جانای کاش باو رسیده باشی!ظلم است که، از قفس برانیشمرغی که پرش بریده باشی(آذر بیگدلی)گفتم به دلی نکرده یاری دل توآورده هزار دل به زاری دل توگفت: اینهمه را کرده دل من؟ گفتم:آری دل تو، دل تو، آری دل تو(آذر بیگدلی)گفتم: بیا، که آبی بر آتشم فشانیدردا که تا رسیدی، خاکم بباد دادی!ساقی کله شکسته، مطرب ترانه بستهما غافل و نشسته غم در کمین شادیای دل، ز بیم خویَش، گفتم: مرو بکویشدیدی ندیده رویش، از چشمش اوفتادیبودیم همزبانش، با ما نگفت حرفیرفتیم ز آستانش، از ما نکرد یادی!(آذر بیگدلی)خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!تو بشنوی و خندی و من گویم و گریم!گر در چمنم، سوی قفس بینم و نالمور در قفسم، حرف چمن گویم و گریم!هر کس بغریبان، نظر مهر کند؛ منبی مهری یاران وطن گویم و گریم(آذر بیگدلی)تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرسآهم به لب کبود می بین و مپرسکس را خبر از درون آتشکده نیستاز روزنه هاش دود می بین و مپرس(آذر بیگدلی)غیر را خون دل از دیده روان است که توخون ما ریزی و، ما را غرض آن است که تونشوی شهره بعاشق کشی اندر همه شهرآری آیین مروت نه چنان است که توبی سبب رسم و ره جور و جفا گیری پیشور زنی بیگنهم تیغ، همان است که توکشته باشی ز ستم صید حرم تا دانیلیک بر طبع من این ظلم گران است که توبهر دلجویی غیرم کشی، اما چو کشیچشمم آن روز بهر سو نگران است که تواز پی نعش من آیی، ولی آن دم میدانکه کسان را همه این ورد زبان است که توقاتل آذری از من دگر از حیله مپرسکز نکویان که تو را کشت؟ عیان است که تو!(آذر بیگدلی)
Dec 30, 2025
1 hr 58 min
قسمت پنجاه و هفتم، عباس کاظمی، امیرحسین ماحوزی
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و هفتممهمان: عباس کاظمی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602فردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655کتاب و سایر انتشاراتامر روزمره در جامعه ی پسا انقلابی (عباس کاظمی)پرسه زنی و زندگی روزمره ی ایرانی (عباس کاظمی)دانشگاه از نردبان تا سایه بان (عباس کاظمی)سفر نظریه ها (عباس کاظمی)تغییر (دیمون سنتولا)درس هایی از جامعه شناسی پی یر بوردیو (پاتریس بون ویتز، جهانگیر جهان گیری، حسن پور سفیر)جامعه را ببینیم (یوران آرنه، حسن حسینی کلجاهی)تفریحات ایرانیان، مسکرات و مخدرات از صفویه تا قاجاریه (رودی مته، مانی صالحی علامه)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)عباس کاظمی (جامعه شناس ایرانی، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)
Dec 23, 2025
2 hr 10 min
قسمت پنجاه و ششم، عبدالمحمود رضوانی ۲، احسان عبدی پور
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و ششممهمان: عبدالمحمود رضوانی با حضور: احسان عبدی پورمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602پادکست سعدی https://castbox.fm/vc/4898145شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)عبدالمحمود رضوانی دهاقانی (مترجم، نویسنده، مدرس و استاد دانشگاه، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه علوم انسانی در آمریکا، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)غیاث مدهون (به عربی: غیاث المدهون، شاعر فلسطینی / سوری / سوئدی، زاده ۱۹۷۹)اشعار و جملات و عباراتگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییشمع را باید از این خانه به در بردن و کشتنتا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی(سعدی)حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفتآری، به اتفاق، جهان می‌توان گرفتافشایِ رازِ خلوتیان خواست کردشمع شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت(حافظ)پرده‌داری بر آستانه عشقمی‌کند عقل و گریه پرده‌دریچو خوری دانی ای پسر غم عشقتا غم هیچ در جهان نخوری(سعدی)ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شودوین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود(حافظ)چرا دامنْ آلوده را حد زنمچو در خود شناسم که تَر دامنم؟(سعدی)گرش ببینی و دست از ترنج بشناسیروا بود که ملامت کنی زلیخا را(سعدی)منی که نام شراب از کتاب می شستمزمانه کاتب دکان می فروشم کردکنون که کاتب دکان می فروش شدمفضای خلوت میخانه خرقه پوشم کرد(طالب آملی)سر خدا که عارف سالک به کس نگفتدر حیرتم که باده فروش از کجا شنید(حافظ)یکی پرسید از آن گم‌کرده‌فرزندکه ای روشن‌گُهر پیرِ خردمندز مصرش بویِ پیراهن شنیدیچرا در چاهِ کَنْعانش ندیدی؟!بگفت: احوالِ ما برقِ جهان استدمی پیدا و دیگر دم نهان استگهی بر طارَمِ اعلیٰ نشینیمگهی بر پشتِ پایِ خود نبینیماگر درویش در حالی بماندیسرِ دست از دو عالم برفشاندی(سعدی)ای سیر تو را نانِ جُوین خوش ننمایدمعشوقِ من است آن که به نزدیکِ تو زشت استحورانِ بهشتی را دوزخ بود اَعرافاز دوزخیان پرس که اَعراف بهشت استفرق است میانِ آن که یارش در برتا آن که دو چشمِ انتظارش بر در(سعدی)خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان(سعدی)درازنای شب از چشم دردمندانپرس تو قدر آب چه دانی که بر لب جویی(سعدی)هر خم از جعد پریشان تو زندان دلی‌ست تا نگویی که اسیران کمندِ تو کمند(سعدی)تا دلِ هرزه‌گَردِ من، رفت به چینِ زلفِ او زان سفرِ درازِ خود، عزمِ وطن نمی‌کند(حافظ)گفتی: «ز خاک بیشترند اهل عشق من»از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم(سعدی)سایرگازور (رختشور)حروف کَم صَلا (یک اصطلاح در حروف‌نگاری و خطاطی است که به حروف بدون نقطه یا علامت دیگر (حروف مهمله) اشاره دارد. در واقع، به حروفی گفته می‌شود که در آنها از نقطه یا علائم دیگر برای تشخیص و تمیز دادن آنها از حروف مشابه استفاده نشده است)
Dec 18, 2025
1 hr 37 min
قسمت پنجاه و پنجم، دراگو اشتامبوک، رشید کاکاوند
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و پنجممهمان: دراگو اشتامبوک با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتدماوند زخمی گل ها (دراگو اشتامبوک)می نویسم جنگل، بر می آید جنگل (گلچین شعر نو کروات، ابتهاج نوایی)و دیگر دریا نبود (دراگو اشتامبوک، محمد حاجی سید جوادی)دماوند از آن سوی دریا (دراگو اشتامبوک)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)دراگو اشتامبوک (پزشک، شاعر و سفیر کرواسی در تهران، زاده‌ی ۱۹۵۰ م)ریموند کارور ( نویسندهٔ داستان‌های کوتاه و شاعر امریکایی، ۱۹۸۸ - ۱۹۳۸ م)دوریس لسینگ (نویسندهٔ صوفی و فمینیست انگلیسی زاده کرمانشاه و برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۷، ۲۰۱۳ - ۱۹۱۹ م)اثیر الدین اخسیکتی (از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری)اشعار و جملات و عباراتیاد میدار که از مات نمی آید یاد ای امید من و عهد تو سراسر همه باد نکنی یک طرف از قصه ٔمن هرگز گوش نزی ام یک نفس از غصه ٔ تو هرگز شادیاوری نیست که با خصم تو بردارم تیغ داوری نیست که از هجر تو بستانم داد تو نگفتی که وصالم برساند به خودت راستی نیک رسانید که چشمت مرسادگر غرض خون منست از سر، اینک سر و طشت ورنه این طشت سه سال است که از بام افتاد(اثیر اخسیکتی)شبگیر و تنها می‌روی ای شمع دل‌ها تا کجا دانم بر ما می‌روی اینک تو با ما تا کجا دیبای رخ پرداخته، زلفین مشکین آخته بر تبت و چین تاخته، زان مشک و دیبا تا کجا با ماه عنابی شفق، یا خط کافوری ورق عارض چو گل غرق عرق، ای سر و بالا تا کجابر چرخ چونی تا زمان، چرخ از عقب مه در عنان جان بر اثر هی‌هی‌زنان، کای جان جان‌ها تا کجا چهرت بهشت جان بود، مهرت به جان ارزان بود جانی و جان پنهان بود، ای جان پیدا تا کجا(اثیر اخسیکتی)کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟ یار در پرده نهان است، چه تدبیر کنم؟ راز می‌پوشم، تا کس بنداند لیکن اشک و رخساره نشان است چه تدبیر کنم؟ وصل را صبر به کار است، صبوری را دل که نه این است و نه آنست چه تدبیر کنم؟ بر کران مانده‌ام از یاد تو، در اشک غمت در میان دل و جان است چه تدبیر کنم؟ زین کران دست به فریاد توان برد، ولیک پای غیرت به میان است چه تدبیر کنم؟ پاسبان همه کس دل بُود و دردِ من اوست بر رمه گرگ شبان است چه تدبیر کنم؟ یارگر سست رکاب است همش دریابم عمر گر سست عنان است چه تدبیر کنم؟(اثیر اخسیکتی)حاشا که ز دل، مهر تو آسان برود وان عشق گران خریده، ارزان برود ای از بر من نرفته، مهر تو مرا با شیر فرو شده ست، با جان برود(اثیر اخسیکتی)خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟ آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من نامردم ار که بی کله، آنی بسر کنمعشقت نه سرسری است که از سر به در شودمهرت نه عارضیست که جای دگر کنمعشق تو در وجودم و مهر تو در دلمبا شیر اندرون شد و با جان به در کنم(میرزاده عشقی)صد پاره وجود را فرو بیخته‌اند تا مثل تو صورتی برانگیخته‌اند سبحان الله ز فرق سر تا پایت در قالب آرزوی من ریخته‌اند(اثیر اخسیکتی)دل، بر تو بدل نمی گزیند چه کنم جز با غم تو نمی‌نشیند چه کنم وین دیده که امروز تو را می‌بیند فردا که مبادا که نبیند، چه کنم(اثیر اخسیکتی)از جان که نداشت هیچ سودم، تو بهی در دل که فرو گذاشت زودم، تو بهی از دیده که نقش تو نمودم تو بهی دیدم همه را و آزمودم تو بهی(اثیر اخسیکتی)دردا که ز عمر مایه‌ی سود نماند یک دوست کزو دلی بیاسود نماند چون کیسه‌ی ایام بجستم در او یا نقد وفا نبود، یا بود نماند(اثیر اخسیکتی)دردا که فراق، ناتوان ساخت مرا در بستر ناتوانی انداخت مرا از ضعف، چنان شدم که بر بالینم صد بار اجل آمد و نشناخت مرا(شوقی ساوه ایی)سودای میان تهی، ز دل بیرون کناز ناز بکاه و بر نیاز افزون کن استاد تو عشق است، چو آنجا برسی او خود بزبان حال گوید، چون کن(اثیر اخسیکتی)گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت وز پای فتاده، سرنگون باید رفت تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت(عطار)ایزد دلکی مهر‌فزایت بدهاد زین به نظری به این گدایت بدهاد خوبی و خوشی و دلفریبی و جمال داری همه‌، جز وفا‌، خدایت بدهاد(اثیر اخسیکتی)
Dec 10, 2025
1 hr 52 min
قسمت پنجاه و چهارم، فرهاد توحیدی، امیرحسین ماحوزی
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و چهارممهمان: فرهاد توحیدی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتپیامبر (زین العابدین رهنما)بوف کور (صادق هدایت، ۱۳۱۵ ه.خ)نوشته های پراکنده (صادق هدایت)صبوری در سپهر لاجوردی (علی اصغر سعیدی)من ریاضیدانم - سرگذشت سیبرنتیک (نوربرت وینر)فن نمایشنامه نویسی (لاجوس اگری)فیلمنامه نویسی پیشرفته (لیندا سیگر)نقش هفتم زبان (لوران بینه، ابوالفضل الله دادی، نشر نو)زندگی روزمره در ایران مدرن (هاله لاجوردی، هاله لاجوردی، نشر ثالث)شخصیت (رابرت مک کی، مهدی فیاضی کیا، نشر نیماژ)سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی (جواد طباطبایی، نشر نگاه معاصر) ایران در بحران زوال صفویه و سقوط اصفهان (رودی متی) ایران عصر صفوی (راجر سیوری، کامبیز عزیزی، نشر مرکز)ایران در عصر نادر (مایکل اکسورثی، امیر نیاکویی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)فرهاد توحیدی (فیلم‌نامه‌نویس و مدرس ایرانی، زاده ۱۳۳۵ ه.خ)صادق هدایت (نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، ۱۳۳۰ - ۱۲۸۱ ه.ش)محمد گذرآبادی (نویسنده، مترجم، فیلمساز، کارگردان، مشاور فیلمنامه فیلمنامه‌نویس و مدرس ایرانی، زاده ۱۳۵۴ ه.خ)هوشنگ گلمکانی (منتقد ایرانی، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)مسعود مهرابی (روزنامه‌نگار، نویسنده، منتقد، مورخ و کاریکاتوریست ایرانی، ۱۳۹۹ - ۱۳۳۳ ه.خ)عباس کیارستمی (فیلم ساز و عکاس ایرانی، ۱۳۹۵ - ۱۳۱۹ ه.ش)سیمین بهبهانی (معلم، نویسنده، شاعر و غزل‌سرای معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود، ۱۳۹۳ - ۱۳۰۶ ه.خ)عمران صلاحی (شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز ایرانی، ۱۳۸۵ - ۱۳۲۵ ه.خ)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…فروشنده (اصغر فرهادی، ۱۳۹۴)دایی‌جان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی، ناصر تقوایی، ۱۳۵۵)تراست (دنی بویل، ۲۰۱۸)اشعار و جملات و عباراتعقاب جور گشاده ست بال بر همه شهر کمان گوشه نشینی و تیر آهی نیست(حافظ)
Dec 2, 2025
2 hr 10 min
قسمت پنجاه و سوم، پرویز پرستویی
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و سوممهمان: پرویز پرستوییمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتطهران قدیم (جعفر شهری، انتشارات معین)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)پرویز پرستویی (بازیگر اهل ایران، او با دریافت چهار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد از جشنوارهٔ فیلم فجر، در بین بازیگران ایرانی رکورددار است، زاده ۱۳۳۴ ه.خ)عزت الله انتظامی (بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون، ۱۳۹۷ -۱۳۰۳ ه.ش)پرویز فنی‌زاده (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی، ۱۳۵۸ - ۱۳۱۶ ه.خ)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…بید مجنون (مجید مجیدی، ۱۳۸۳)روبان قرمز (ابراهیم حاتمی‌کیا ، ۱۳۷۷ ه.خ)لیلی با من است (کمال تبریزی، ۱۳۷۴ ه.خ)مومیایی ۳ (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۸ ه.خ)بی همه چیز (محسن قرایی، ۱۳۹۹ ه.خ)خانه قمر خانم (مجموعهٔ تلویزیونی، ۱۳۴۸ الی ۱۳۵۰ ه.خ)بادیگارد (ابراهیم حاتمی‌کیا ،۱۳۹۴ ه.خ)قاتل اهلی (مسعود کیمیایی، ۱۳۹۵ ه.خ)خرس (خسرو معصومی، ۱۳۹۰ ه.خ)گاو خونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۳ ه.خ)دیوانه‌ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، ۱۳۸۱ ه.خ)خاک سرخ (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۸۰ ه.خ)ریکاردو (امین امینی، ۱۳۴۷ ه.خ)پاپیون (فرانکلین جی. شافنر، ۱۹۷۳ م)آدم‌برفی (داوود میرباقری، ۱۳۷۳ ه.خ)
Nov 26, 2025
2 hr 24 min
قسمت پنجاه و دوم، احسان عبدی پور (سفر هند)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و دوم از فصل اولمهمان:احسان عبدی پورمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتکشف هند (جواهر نعل نهرو،‌ ترجمه محمود تفضلی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)حزین لاهیجی (شاعر، عارف و دانشمند ایرانی، ۱۱۸۰ - ۱۱۰۳ ه.ق)مهاتما گاندی (حقوق‌دان سوسیالیست، استعمارستیز چپ‌گرا و اخلاق‌شناس سیاسی اهل هند، ۱۹۴۸ - ۱۸۶۹ م)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…ظرف ناهار (لانچ باکس، ریتش باترا، ۲۰۱۳)اشعار و جملات و عباراتدر بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بودمردمان را دیدمشهرها را دیدمدشت ها را ، کوه ها را دیدمآب را دیدم، خاک را دیدمنور و ظلمت را دیدمو گیاهان را در نور، و گیاهان را در ظلمت دیدمجانور را در نور ، جانور را در ظلمت دیدمو بشر را در نور ، و بشر را در ظلمت دیدم(سهراب سپهری)=============ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد(حزین لاهیجی)=============آواز تیشه امشب از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد(منتسب به حزین لاهیجی)سایرسامسارا (در آیین بودایی و هندوئیسم چرخه بی‌آغاز تولد مکرر و مردن دوباره و وجود دنیوی در جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم. چیزی که تا آنجا که ممکن است باید از آن گریخت. که شخص بودا با آن مخالف بود ولی بعدها در شاخه ای از این آئین که از هندوئیسم تاثیر پذیرفته بود و عملکرد آنرا تحت عنوان کارما و چرخه زندگی را با نام تناسخ پذیرفتند، نقطهٔ مقابل سامسارا یا دنیایی که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم، نیروانا است که هدف کردار بودایی رسیدن به نیرواناست)=============ناماسته (یا نمسکار در هند و نپال به معنی خوشامدگویی و سلام کردن است. ناماسته علاوه بر معنی متداول آن مفهومی مذهبی نیز دارد که عبارت است از «من به آن ذره خدایی که در توست تکریم می‌کنم)
Nov 18, 2025
1 hr 25 min
قسمت پنجاه و یکم، آذرخش مکری، رشید کاکاوند
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و یکم از فصل اولمهمان: آذرخش مکریبا حضور: رشید کاکاوند معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتچیزی به نام تنبلی وجود ندارد (دون پرایس، ناهید سپهرپور، نشر مون)وقتی هیچ چیز کافی نیست ( جنیفر برهنی والاس، سحر رمضانی یاهوئی، کتاب خوانا)کتاب انعطاف پذیری هیجانی (سوزان دیوید، سوما فتحی، انتشارات میلکان)کتاب امید (خورخه ماریو برگولیو پاپ فرانسیس، ترجمه محمود قلی پور، انتشارات هرمس)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)دکتر آذرخش مکری(روان پزشک)زهرا نعمتی (،عضو تیم‌ملی تیراندازی با کمان بانوان معلول ایران، برنده مدال طلا و برنز پارالمپیک لندن ۲۰۱۲، مدال طلا پارا المپیک ریو ۲۰۱۶، مدال طلا پاراالمپیک ریو ۲۰۲۰،جایزه ورزشکار برتر پارالمپیک لندن، مدال طلا بازی های آسیایی گوانژو ۲۰۱۰، طلا مسابقات ۲۰۱۱ ایتالیا، طلا مسابقات ۲۰۱۲ چک، طلا مسابقات ۲۰۱۳ تایلند، طلا مسابقات ۲۰۱۵ تایلند، نقره مسابقات ۲۰۲۱ چک، طلا مسابقات آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون، نقره بازی های پارا آسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا، زاده ۱۳۶۴ ه.خ) سید جلال الدین عضد یزدی (معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری)اشعار و جملات و عباراتنگارا! با هواداران ز بیزاری چه می‌گویی چو زلفت با گرفتاران چه سر داری، چه می‌گویی مرا گفتی به دشواری بده جان در فراق من سخن گفتی و جان دادم به دشواری چه می‌گوییاگر چشم ترا گویم که بیمارم دلم گوید حکایت پیش بیماران ز بیماری چه می‌گوییطبیبم گفت سنبل بو، که درد دل شود ساکن الا ای طرّه جانان! تو عطّاری چه می‌گوییدلا! هر لحظه می‌گویی که ترک یار می‌گیرمزهی یارا چه می‌گویم زهی یاری چه می‌گوییمرا گفتا که من صد ره ز تو بی‌خودترم زین مِیمرا هشیار خواندی هیچ پنداری چه می‌گویی؟(عضد یزدی)===========کس نیست که تا بر وطن خود گریدبر حال تباه مردم بد گرید دی بر سر مرده‌ای دوصد شیون بودامروز یکی نیست که بر صد گرید(کمال اصفهانی)===========آیم که رُخت بینم و دیدن نگذاری آواز خوشت نیز شنیدن نگذاریاز من طمع صبر چنان است که ماهی از آب برآری و طپیدن نگذاریبگذار که از باغ تو یک میوه بچینم گردد تلف آن میوه که چیدن نگذاریآه از دل آن مرغ که در قید تو افتد هم کشتن او بِهْ که پریدن نگذاریخلقی چو جلال آمده تا روی بیند آن چهره بود حیف که دیدن نگذاری(عضد یزدی)===========اینک من و این باغ به گلگشت روانیم تجریش و تماشاگه ِ پل، گو همه دربند(اخوان ثالث)==========قدرت چو نیست، مردن از زندگیست خوشتر صد بار سر بریده، بهتر ز پر بریده(کلیم)==========ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو» ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را(سعدی)===========دردی از هجر تو دیدم، که ندیدم هرگز و آنچه این بار کشیدم، نکشیدم هرگزکامم این بود که در پای تو میرم روزی مُردم از حسرت و این کام ندیدم هرگز بهر تو بس که شنیدم سخن ناخوش خلق وز تو روزی سخن خوش نشنیدم هرگزباغبانا! مکن از گوشه باغم بیرون که من از باغ تو یک میوه نچیدم هرگزمنم آن بلبل عاشق که چو مرغ خانه بر درت ماندم و جایی نپریدم هرگزجان شیرین ز فراقت به لب آمد چو جلال کز می وصل تو جامی نچشیدم هرگز(عضد یزدی)==========ای دوست! جهان دمی ست و آن دم هیچ است بر عمر مبند دل، که آن هم هیچ است گر تو دهن و میان جانان بینی معلوم تو گردد که دو عالم هیچ است(عضد یزدی)==========زد شمع جهان بر دل من دی ناری در سوز و گداز از آن شدم دیناری گفتا: که به بی دلی شدی دیناری گفتم که شدم بیدل و بی دین آری(عضد یزدی)==========بتا بستان زمستان می زمستان بتابستان زمستان می تو مستان!
Nov 11, 2025
2 hr 14 min
Load more