Show notes
اکنون ادامه دارد..قسمت شصتممهمان: شرمین نادری با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستفردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655پادکست سعدیhttps://castbox.fm/vc/4898145خداحافظ آفریقاhttps://castbox.fm/vc/7308417رختکن بازنده هاhttps://castbox.fm/vc/7307060دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتکتاب تیستو سبز انگشتی (موریس دورئون، ترجمه لیلی گلستان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانی)کلاس پرنده (اریش کستنر، علی پاک بین، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)پولیانا روشنایی کوهستان (آناماریا ماتوته، محمد قاضی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)سختون ( ناصر ایرانی، انتشارات شهر قلم)میگل (جوزف کرامگولد، فریدون دولتشاهی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)هانی و شی مرید(انور بجارزهی، انتشارات تفتان)سه روز به آخر دریا - سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری (نازیلا ناظمی، نشر اطراف)جریان های پنهان خانوادگی (افسانه نجم آبادی، ترجمه محمد سروی زرگر، نشر بیدگل)خاطرات و سفرنامه ظهیرالدوله (سیف الله وحیدنیا، نشر آبی)کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار (ناصرالدین شاه قاجار، انتشارات سخن)آبنشینها (کلثوم بزی، نشر نونوشت)ماه گرفته ها (شرمین نادری، نشر کتاب آمه)بعد از خواندن پاره نکردیم (شرمین نادری، نشر خوب)حباب شیشه ( سیلویا پلات، گلی امامی، نشر باغ نو)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)شرمین نادری (نویسنده، پژوهشگر فرهنگ عامه، تصویرگر و فعال فرهنگی ایرانی، زاده ۱۳۵۵ ه.خ)مه ستی گنجوی (با نام اصلی منیژه، شاعر ایرانی، در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری، مهستی پس از خیام، برجستهترین رباعیسرای ایران بهشمار میآید و او را پایهگذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی میدانند)اشعار و جملات و عباراتتنور سینه ی سوزان ما به یاد آریدکز آتش دل ما پخته گشت خام شما(هوشنگ ابتهاج - سایه)——————مهستی گنجوی: ۱من عهد تو سخت سست میدانستمبشکستن آن درست میدانستماین دشمنی ای دوست که با من ز جفاآخر کردی نخست میدانستم——————۲عشق است که شیر نر زبون آید از اوبحری است که طرفهها برون آید از اوگه دوستیی کند که روح افزایدگه دشمنیی که بوی خون آید از او——————۳از مهر خود و کین تو در تابم مندر چشم تو گوئی به میان آبم منیا من گنهی کردم و در خشمی تویا تو دگری داری و در خوابم من——————۴ای بت به سرِ مسیح اگر ترساییخواهم که به نزد ما تو بیترس آییگه چشم ترم به آستین خشک کنیگه بر لبِ خشک من لبِ تر سایی——————۵بر هر دو طرف مزن تو بر، یک سوزنوآن زلف شکسته را ز رخ یک سو زنگر آتش عشق تو وزد یک سوزنیک سو همه مرد سوزد و یک سو زن——————۶تا کی ز غم تو رخ به خون شوید دلوآزرم وصال تو به جان جوید دلرحم آر کز آسمان نمیبارد جانبخشای که از زمین نمیروید دل——————۷ای لعل تو تالانهٔ بستان بهاربادام تو هم ز آب رزان داده خماردر حسرت شفتالویت ای سیب زنخرنگم چو به است و اشک چون دانه انار—————۸از بس که کند زلف تو با روی تو نازبیم است که از رشک کنم کفر آغازمن بندهٔ بادی شوم ای شمع طرازکو زلف تو را ز روی بر دارد باز—————۹سودازدهٔ جمال تو باز آمدتشنه شدهٔ وصال تو باز آمدنو کن قفس و دانهٔ لطفی تو بپاشکان مرغ شکسته بال تو باز آمد—————۱۰قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کردبا من دل پر زرق و نفاق تو چه کردچون زلف دراز تو شبی میبایدتا با تو بگویم که فراق تو چه کرد—————۱۱شبها که به ناز با تو خفتم همه رفتدُرها که به نوک غمزه سفتم همه رفتآرام دل و مونس جانم بودی رفتیو هر آنچه با تو گفتم همه رفت————۱۲ما را به دم پیر نگه نتوان داشتدر حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشتآن را که سر زلف چو زنجیر بوددر خانه به زنجیر نگه نتوان داشت—————۱۳غم با لطف تو شادمانی گرددعمر از نظر تو جاودانی گرددگر باد به دوزخ برد از کوی تو خاکآتش همه آب زندگانی گردد—————۱۴آن بت که رخش رشک گل و یاسمن استوز غمزهٔ شوخ فتنهٔ مرد و زن استدیدم به رهش ز لطف چون آب روانآن آب روان هنوز در چشم من استسایرروستاتیش (پلتفرم توسعه و عرضه محصولات روستایی)


