Show notes
در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفتباور نمی کردم، به آسانی دلم رفت !از هم سراغش را رفیقان می گرفتنددر وا شد و آمد به مهمانی… دلم رفت !رفتم کنارش… صحبتم یادم نیامدپرسید شعرت را نمی خوانی؟؟ دلم رفت !مثل معلم ها به ذوقم آفرین گفتمانند یک طفل دبستانی دلم رفت …من از دیار منزوی، او اهل فردوسیک سیب و یک چاقوی زنجانی… دلم رفتای کاش آن شب دست در مویش نمی بردزلفش که آمد روی پیشانی دلم رفتای کاش من اصلا نمی رفتم کنارشاما چه سود از این پشیمانی!؟ دلم رفتدیگر دلم _ رخت سفیدم _ نیست در بنددیروز طوفان شد، چه طوفانی! دلم رفت !شاعر کاظم بهمنیدکلمه و میکس سعید مظلومی سایت دکلمه



