Show notes
📕زمستان را📕مریم ناظمی(کرج)نشستی تا ببینی درنگاهم رد باران را سکوت مبهم من را و ازکف رفتن جان راتو بی رحمی شبیه ضجه های باد پاییزی تجسم میکند اخمت قساوتهای طوفان رامرا سمت تو آورده نگاه سرد تقدیرم کجای جاده جاماندم که گم کردم رفیقان راسفراقبال من بود و پس از آن درتو زنجیرم نمیبینی مگر این کولی سردرگریبان را ؟به چشم پنجره زل میزنم هرشب که تاشایدببینم آرزوی رفته از سمت خیابان راچه آسان میکُشد اندوه روزی که نمی آید من و این کوچه های گیج و بی احساس تهران راچرا با اینکه فرزند همین فصلم ولی هرگز نمی فهمم زمستان را زمستان را زمستان را. 💖 📕زمستان را 📕مریم ناظمی(کرج) 💖 صدا آیلار غفرانی



