Show notes
برفِ نو، برفِ نو، سلام، سلام!بنشین، خوش نشستهای بر بام. پاکی آوردی ــ ای امیدِ سپید! همه آلودگیست این ایام. راهِ شومیست میزند مطربتلخواریست میچکد در جاماشکواریست میکُشد لبخندننگواریست میتراشد نامشنبه چون جمعه، پار چون پیرار،نقشِ همرنگ میزند رسام. مرغِ شادی به دامگاه آمدبه زمانی که برگسیخته دام!ره به هموارْجای دشت افتادای دریغا که بر نیاید گام! تشنه آنجا به خاکِ مرگ نشستکآتش از آب میکند پیغام!کامِ ما حاصلِ آن زمان آمدکه طمع بر گرفتهایم از کام… خام سوزیم، الغرض، بدرود!تو فرود آی، برفِ تازه، سلام! ۱۳۳۷AhmadShamloo@

