Show notes
کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که می شد نقش ها جان می گرفتروی سقف ما که طاقی ساده بودمی شدم پروانه، خوابم می پریدخواب هایم اتفاقی ساده بودزندگی دستی پر از پوچی نبودبازی ما جفت و طاقی ساده بودقهر می کردم به شوق آشتیعشق هایم اشتیاقی ساده بودساده بودن عادتی مشکل نبودسختی نان بود و باقی ساده بود #آیلار_غفرانی. ailar_ghofrani@

