خانه ادب پارسی- پادکست شاهنامه خوانی شاه پاد
خانه ادب پارسی- پادکست شاهنامه خوانی شاه پاد
ادب پارسی
نشست ۵۴ -کیخسرو ۲۲ بیژن و منیژه ۳
1 hour 53 minutes Posted Jul 8, 2022 at 5:29 pm.
0:00
1:53:59
Download MP3
Show notes
بدو گفت بیژن ز تاریک چاهکه چون بود بر پهلوان رنج راهمرا چون خروش تو آمد بگوشهمه زهر گیتی مرا گشت نوشبدین سان که بینی مرا خان و مانز آهن زمین و ز سنگ آسمانبکنده دلم زین سرای سپنجز بس درد و سختی و اندوه و رنجبدو گفت رستم که بر جان توببخشود روشن جهانبان توکنون ای خردمند آزاده خویمرا هست با تو یکی آرزویبمن بخش گرگین میلاد راز دل دور کن کین و بیداد رابدو گفت بیژن که ای یار منندانی که چون بود پیکار منندانی تو ای مهتر شیرمردکه گرگین میلاد با من چه کردگرافتد بروبر جهانبین منبرو رستخیز آید از کین منبدو گفت رستم که گر بدخویبیاری و گفتار من نشنویبمانم ترا بسته در چاه پایبرخش اندر آرم شوم باز جایچو گفتار رستم رسیدش بگوشازان تنگ زندان برآمد خروشچنین داد پاسخ که بد بخت منز گردان وز دوده و انجمنز گرگین بدان بد که بر من رسیدچنین روز نیزم بباید کشیدکشیدیم و گشتیم خشنود ازویز کینه دل من بیاسود ازویفروهشت رستم بزندان کمندبرآوردش از چاه با پای‌بندبرهنه تن و موی و ناخن درازگدازیده از رنج و درد و نیازهمه تن پر از خون و رخساره زردازان بند زنجیر زنگار خوردخروشید رستم چو او را بدیدهمه تن در آهن شده ناپدیدبزد دست و بگسست زنجیر و بندرها کرد ازو حلقهٔ پای بندسوی خانه رفتند زان چاهساربیک دست بیژن بدیگر زوارتهمتن بفرمود شستن سرشیکی جامه پوشید نو بر برشازان پس چو گرگین بنزدیک اوی