
محو، گنگ
و مدهوش. این بود حال من در اون روزی که داشتی از دور میاومدی. تو در زمان و مکان
در حرکت بودی و من در بیزمانی و بیمکانی محض بودم. تو متافیزیک بودی و فیزیک داشتی
من فیزیک بودم و فیزیک نداشتم. پرت و پلا نمیگم حالم همینجوری بود...
Oct 11, 2023
44 sec

..میدرخشیدی.
مثل قرص کامل ماه. بدون خودنمایی. ستارههای چشمک زن جلوهای نداشتند و فقط تو در آسمان
شب تابناک بودی. حیرتانگیزی میدونی؟ معلومه که نمیدونی. مثل پرستویی که با خوندش آدم
رو مبهوت میکنه...
Oct 9, 2023
48 sec

آغاز و پایان دو روی یک سکه اند و هیچ چیز ابدی و ماندگار نیست، تنها ماندگار همیشگی هستی امید است. امید هدیهایست آسمانی؛ شوق تازه شدن و نوشدن در خود دارد و بهار سرآمد همه امیدهای زندگیست.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Mar 20, 2022
1 min

اگه از ما بپرسن مهمترین معلم زندگیتون کیه، فقط یه جواب داریم. اگه به ما بگن مهربونترین آدم زندگیتون کیه، بازهم همون یه جواب رو داریم. اگه بگن تو این دنیا کی بیشتر از همه دوستتون داره، بازهم جوابمون همونه.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Jan 22, 2022
2 min

آخه بلندی و کوتاهی یه شب چه معنایی میتونه داشته باشه؟ مگه چرخیدنهای بیوقفه این سیاره آبی زیبای دوستداشتنی دور خودش و خورشید معنا و مفهوم داره؟ اصلن خودش میدونه؟ نه نمیدونه؛ خود خورشید با عظمت هم نمیدونه.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Dec 21, 2021
2 min

سکسکه امانم رو بریده بود؛ تمام طول شبانه روز در حال سکسکه بودم و با هیچ دارویی هم برطرف نمیشد. برای همین تصمیم گرفتم خودم وارد عمل بشم. سکسکه رو نصف کردم. به قسمت اولش یه سرکش اضافه کردم شد سگ؛ بعد راهیش کردم که بره دخلش رو بیاره. قسمت دومش یعنی سکه رو هم فرستادم که شاید بتونه بخردش.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Sep 8, 2021
7 min

خونه مادربزرگ با همه خونهها فرق داشت؛ نه به خاطر فضای وسیع و بنای خاطرهانگیزش، نه به خاطر درختهای میوهش که طرفدارهای زیادی داشت، نه به خاطر حال و هوای شاد وکارناوال گونه ای که جوونهای ساکن اون خونه به وجود آورده بودن، نه؛ اون خونه به خاطر وجود مادربزرگ با بقیه خونه ها فرق داشت.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Apr 22, 2021
5 min

ثابتی سربازی بود قدبلند، لاغر و همدانی که هر روز صبح وقتی که از شستن و سروصورتش فارغ میشد و وارد آسایشگاه میشد، همون جلوی در میایستاد و در حالی که حوله کوچیکی روی دوشش بود مثل یه خواننده اپرا دستش رو باز می کرد و با صدای بلند میخوند: ثابتتی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی. و تا هر جا که نفس داشت "ی" رو می کشید. تعظیمی میکرد و خندان به سمت انتهای سالن میرفت.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Apr 15, 2021
3 min

خدا باید بخت بده؛ بقیه همش حرفه. اگه بختت بلند باشه همه میخوانت، میشی نُقل هر مجلسی و اگه شوربخت باشی می شی من. درسته که خیلی اهمیت دارم و اگه نباشم خیلی خیلی بد میشه ولی چه فایده،کسی متوجه این موضوع نیست و به هیچ وجه توجهی به من نمیکنه. باورتون نمیشه؟ کافیه یه نظر به دیوان اشعار شعرای معروف بندازین اونوقت خودتون متوجه میشین که من چقدر بیاهمیت و بیارزشم.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Apr 8, 2021
4 min

خونه مَلیاینا ته بنبست بود و خونه ما تو همون بنبست چند تا خونه قبل از خونه مَلیاینا. در واقع قبل از انتهای بنبست اصلی یه بنبست کوچولوی دیگه بود که خونه ما اونجا بود. البته خونه خودمون نبود، مستاجر بودیم؛ مَلیاینا هم مستاجر بودن.
انتخاب موسیقی و ترکیب صداها: مجتبا درویش کهن
پشتیبانی فنی: نوید شیدایی
Apr 5, 2021
5 min
Load more
