Show notes
غزل نمره ۳۳۱
مفاعیلن مفاعیلن فعولن
به تيغم گر کشد دستش نگيرم
وگر تيرم زند منت پذيرم
کمانابروی ما را گو بزن تیر
که پيش دست و بازویتش* بميرم
غم گيتی گر از پايم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگيرم؟
برآی ای آفتاب صبح اميد
که در دست شب هجران اسيرم
به فريادم رس ای پير خرابات
به يک جرعه جوانم کن که پيرم
به گيسوی تو خوردم دوش سوگند
که از پای تو من سر بر نگيرم
بسوز اين خرقهی تقوای حافظ
که گر آتش شوم در وی نگيرم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations



