رواق / Ravaq
رواق / Ravaq
فرزآن
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست ۰۲۰
51 minutes Posted Apr 23, 2024 at 7:25 pm.
0:00
51:31
Download MP3
Show notes

روزه يک سو شد و عيد آمد و دلها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می‌بايد خواست

نوبه (توبه) زهدفروشان گران جان بگذشت

وقت رندی (شادی) و طرب کردن رندان پيداست (برخاست)

چه ملامت بود (رسد) آن را که چنين باده خورد

اين چه عيب است بدين بی‌خردی وين چه خطاست


باده‌نوشی که در او روی و ريايی نبود

بهتر از زهدفروشی که در او روی و رياست

ما نه رندان (مردان) رياييم و حريفان نفاق

آن که او عالم سر است بدين حال گواست

فرض ايزد بگذاريم (بگذاریم) و به کس بد نکنيم

وان چه گويند روا نيست نگوييم (بگوییم) رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم

باده از خون رزان است نه از خون شماست

اين چه عيب است کز آن عيب خلل خواهد بود

ور بود نيز چه شد مردم بی‌عيب کجاست


حافظ از چون و چرا بگذر و می نوش دمی

نزد حکمش چه مجال سخن چون و چراست



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations