رادیو نیم خط
رادیو نیم خط
رادیو نیم خط
رادیو نیم خط
سفر بیگل
اپیزود اول رادیو نیم خط - فصل سوم- شمارهی اول سفر بیگلانسانها از گذشتههای دور میخواستن بفهمن که از کجا اومدن و منشا پیدایششون کجا بوده. این سوال ذهن دانشمندا و زیستشناسا رو هم درگیر کرده، به طوری که بسیاری از دانشمندان روی این موضوع تحقیقات گستردهای انجام دادن.نظریه های مختلفی در زمینه تکامل و منشا پیدایش حیات در علم زیستشناسی وجود داره. اینکه چطور موجودات سازگار میشن با محیطشون و چطور یه سری گونهها با گذشت زمان از بین میرن. آیا این از بین رفتن تصادفیه؟ چطوری فهمیدیم که جد مشترکی با بقیه جانداران روی کره زمین داریم؟ تکامل یعنی چی؟ اصلا این تکامل بر چه اساسی پیش میره؟ در این اپیزود و اپیزود بعدی، قراره ماجراهای جذاب تکامل رو با هم بشنویم. این پادکست توسط جمع علمی-ترویجی رستا تهیه شده است. امیدواریم این پادکست رو بشنوید و ازش لذت ببرید. [Telegram - Instagram - Rastaiha]
Apr 3, 2023
12 min
بر شولدرِ جایِنت‌ها!
الکساندر پوپ، شاعر انگلیسی قرن هجدهم، در شعری کوتاه در ستایش نیوتن می‌گه:طبیعت و قوانینِ طبیعتدر تاریکی فرو رفته‌بودندخداوند گفت: بگذار نیوتن باشد!و آنگاه روشنایی درمیان آمد… همه‌ی ما کم‌وبیش چیزهای زیادی درباره‌ی انقلاب بزرگی که آیزاک نیوتنِ افسانه‌ای در قرن هفدهم میلادی در فیزیک، و حتی در کل علم، بوجود آورد شنیدیم. اما خود نیوتن معتقده که اگه تونسته کاری بکنه، به خاطر این بوده که روی شونه‌های بزرگانِ قبل از خودش ایستاده! ما هم توی این پادکست می‌خوایم درباره‌ی چندتا از این بزرگان با هم صحبت کنیم. بالاخره باید فهمید نیوتن از شونه‌های چه کسایی بالا رفته! این پادکست توسط جمع علمی-ترویجی رستا و با همکاری انجمن بین‌رشته‌ای ژرفا تهیه شده است. امیدواریم این پادکست رو بشنوید و ازش لذت ببرید. [Telegram - Instagram - Rastaiha]
Dec 26, 2021
24 min
تو دریایی!
رادیو نیم‌خط - فصل دوم- شماره‌ی اول «تو دریایی!» درست یادم نیست. نمیدونم چه ساعتی از روز بود یا چه روزی از هفته یا چه فصلی از سال. کوچیک‌تر از اون بودم که الان به یادش بیارم. تو از منم کوچیک‌‌تر بودی… اصلاً چه فرقی میکنه. همه این جاها این تو بودی که بخشی از خودت رو پیش من به یادگار گذاشتی. فرقی نمیکنه اسمت چی بود، چندسالت بود یا حتی میشناختمت یا نه. چه جلوی یه تخته سیاه ترک خورده، چه توی یه کلاس مجازی که هرلحظه، صداش قطع و وصل میشه، یا حتی توی خاطره ای که از وقتی من نبودم، به جا مونده. تو میتونستی هر لحظه و هر جایی حاضر باشی و به من یه چیزی یاد بدی… برای تو، جویبار، باران، یا دریای عزیز، که هرلحظه و هرکجا می‌توانی یک معلم باشی… روزت مبارک! رستایی باشید کانال تلگرام رستا اینستاگرام رستا
May 7, 2021
18 min
علی کوچولو و یک شب طولانی
رادیو نیم‌خط - شماره‌ی پنجم «علی کوچولو و یک شب طولانی» خیلی‌ها به این حرف باور دارن که حتی تاریک‌ترین ساعت شب، هم پشتش نور خورشیدی هست؛ ولی اگه واقعا صبحی در کار نباشه چی؟! رستایی باشید کانال تلگرام رستا اینستاگرام رستا
Feb 24, 2021
21 min
علی کوچولو و دهن‌سرویسی غایی
رادیو نیم‌خط - شماره‌ی چهارم «علی کوچولو و دهن‌سرویسیِ غایی» علی گوشی رو گذاشت.داشت فکر می‌کرد به این‌که آخرین باری که از ته خندیده چه موقعی بوده،ولی چیزی یادش نیومد.فکر می‌کرد به این‌که اصلا برای چی اومده دانشگاه و دانشجو شده،اما نمی‌تونست به جوابی برسه… رستایی باشید کانال تلگرام رستا اینستاگرام رستا
Feb 24, 2021
25 min
علی کوچولو و دانشگاه کوفتی
رادیو نیم‌خط - شماره‌ی سوم «علی کوچولو و دانشگاه کوفتی» یکی بود یکی نبودغیر خدا هیشکی نبودزیر این چرخ کبودکوچه پس کوچه‌ی یه شهر پر از ماشین و دودخونه‌ی ساده‌ای بودتوی این خونه‌ی خیلی ساده همیه پسربچه‌ای کهسرشو تا کمرش کرده توی کتاب و درسنشسته بود… رستایی باشید کانال تلگرام رستا اینستاگرام رستا
Dec 21, 2020
18 min
عدد آداب دارد؟
رادیو نیم‌خط - شماره‌ی دوم «عدد آداب دارد؟» دوباره همان‌جا ایستادم که چهار سال پیش ایستاده بودم. با دوستانم از کنارهٔ این پارک عبور می‌کردیم. چند وقتی از کنکورمان گذشته بود. قرارمان رستورانی بود آن سر پارک. «شام آخر» بود انگار. تصویر آن شب روشن روشن است. همه چیزش برایم مثل روز روشن است. الّا آن یک چیز. نمی‌دانم چرا… نمی‌دانم چرا یادم نمی‌آید. شاید باید گذشته را مرور کنم. بگذارید به عقب برگردیم. خیلی عقب‌تر… هفت‌ساله بودم. چسبیده به دست مادرم. مثل همهٔ کودکان هفت‌سالهٔ دیگر. اما من یک کودک عادی نبودم. هدیه‌ای از تجربیات رستایی‌ها به شما تازه کنکورداده‌هایی که در نقطه‌ی آغازین جاده‌ی جدیدی از زندگی‌تان ایستاده‌اید! رستایی باشید کانال تلگرام رستا اینستاگرام رستا
Dec 21, 2020
16 min
برای تو دونده‌ی عزیز
رادیو نیم‌خط - شماره‌ی یک «برای تو دونده‌ی عزیز» حالا دیگر تنها چند ساعت مانده تا آن آقای کت‌وشلوار مشکی بیاید پشت آن میکروفون پرخط‌وخش بایستد؛ برخلاف عادت هر ساله به جای صاف کردن سینه و چند سرفه، فقط یک‌دو‌سه را بشمارد و بگوید «داوطلبان عزیز، با نام و یاد خدا آزمون خود را آغاز کنید.» و گلوله را از چله‌ی هفت‌تیر دربراند. تو اما کلمه‌ی داوطلب را نمی‌شنوی؛ «دال»ش که بیاید تو دیگر دونده‌ای. برای تو دونده‌ی عزیز، هدیه‌ی رستا به شما رستایی‌های عزیزی که روزی کنار ما بودید و حالا #کنکور! در پیش راه شماست.  امیدواریم پیچ‌و‌خم این جاده رو هم به سلامت طی کنید. رستایی باشید کانال تلگرام رستا اینستاگرام رستا
Dec 20, 2020
13 min