رادیو آکبند / Radio Akband
رادیو آکبند / Radio Akband
Mehran Zolfaghari
رادیو آکبند متشکل ازیک تیم آهنگساز، یک تیم صداپیشه و یک تیم نویسنده از دانشجویان عرصه نمایشه که سعی میکنن برای شما بهترینها رو خلق کنن.
قسمت دهم: اونجا که روز نیست بود
من بهترین بابای دنیا می­شم سو. بهت قول میدم! هر روز یه صبحونه مفصل و کارتون­ های جذاب. دوچرخه سواری، گردش، تاب­ بازی... اصلا با هم میریم ماهیگیری چرا که نه؟ من همه­ چی رو بهش یاد میدم. دختر من باهوش ­ترین دختر دنیا می­شه سو.
May 27, 2022
12 min
قسمت نهم: اونجا که کیو خیانت کرد
چند گرم سزیوم، عطسه اسب قهوه ­ای، گریه انسان، یه ذره آهک و چند گرم سولفات منیزیوم، یه ذره آب هم باید بریزم، عالی شد. تو نابغه ­ای دکتر! این میتونه سنگ رو هم به حرف بیاره،
May 7, 2022
7 min
قسمت هشتم: اونجا که سرباز حالش خوب بود
خب آقای سرباز. وقتشه خیلی از حقایق رو فاش کنید. این همه سال اتقاق­ های مختلف رو از همه پنهون کردین. هیچکس نمی­دونه دقیقا توی اون اداره کوفتیتون چی می­گذره. شما همه­ تلاشتون رو کردین که محبوب­ترین آدم­ های این شهر بشین... معتبر­ترین اداره شهر... با افتخار­ترین انسان ها... شما همیشه سعی کردین که از ما فاصله بگیرین... در صورتی که لیاقتشو نداشتین... اما دیگه کافیه. زورگیری، سرقت بانک، گروگان­گیری... پشت پرده این ماجراها چیه؟ امروز آخرین روز شکوه شما و ژنرال نمکه.
Apr 22, 2022
11 min
قسمت هفتم: اونجا که پاچ بود و گربن توگ
روز بخیر آقای گربن‌توگ. خبر جدیدی به دستم نرسیده. از پرونده این گروگان‌گیری مدارک زیادی وجود نداره. اداره پلیس هیچ‌وقت چیزی رو فاش نمی‌کنه. این سیاست ژنرال قابل تأمله. احساس می‌کنم دلیل این اتفاقات اون چیزی نیست که ما فکر می‌کنیم.
Feb 25, 2022
14 min
قسمت ششم: اونجا که پیدا شد
ژنرال! ما بدون شما چیکار کنیم قربان؟ شما کل زندگیتون رو وقف این شهر کردین! راز موفقیت ما چیه؟ تعداد مدال­ های ژنرال؟ دست تنها شدم! قربان بیدار شین. آروم باش سرباز. تو می­تونی. قوی باش. آره تو می­تونی. شب بچه رو می­ذاری در خونه­ خانم گرمی. آره تو باید محکم باشی. امنیت شهر دست توئه سرباز! بله قربان؟ نه یعنی مگه چیه؟ کاری نداره که!
Feb 18, 2022
6 min
قسمت پنجم: اونجا که کوسه ها گرسنه بودن
هیچ راهی وجود نداره. کشتی افتخارات و شکوه ژنرال نمک، در حال غرق شدنه. این اقیانوس آرام بدون ما نابود می­شه
Feb 11, 2022
10 min
قسمت چهارم: اونجا که نمک از راه رسید
خانم دیشب بعد تماس­ شما ما اون همسایه­ دیوونه ­تون رو دستگیر کردیم. آدم مشکوکیه. میگه فراموشی دارم، باید به فوفو زنگ بزنم، امروز قرار کاری دارم... خلاصه همچی میگه جز اینکه با پسرتون چیکار کرده. من خودم یه سری سر نخ پیدا کردم که احتیاج به زمان داره. پرونده شما در حال پیگیریه. پسرتونو به زودی پیدا می­کنیم. خیالتون راحت. تازه رادیو هم امروز اعلام کرد. شما الآن لطفا یه عکس از پسرتون بدین و ما باهاتون تماس می­گیریم.
Feb 4, 2022
8 min
قسمت سوم: اونجا که تی تی نمیدونست
این شهر و آدم­ هاش شبیه یه خوابن. اولین جایی که همه­چی سر جاش پیدا می­شه. من فکر می­کنم مرد­م. اینجا بجای پول لبخند می­زنن. این خاص ­ترین احساسیه که تا حالا دیدم. درست مثل کنجکاوی. من به این قدرتم باید افتخار کنم.
Jan 28, 2022
6 min
قسمت دوم: اونجا که شهردار بود و سو
همشهری‌های عزیز سلام! خوشحالم که شما رو‌ اینجا می‌بینم. من و همسرم آقای سو از امروز شما رو‌ هر وقت بخواید یه فنجون اسپرسو مهمون می‌کنیم. اینجا میزبان قرارهای عاشقانه شماست!
Jan 21, 2022
9 min
قسمت اول: اونجا که مگس در زد
یه روز دیگه. دوباره زنگ لعنتی مدرسه خیابون هوپیتال و صدای سگ خانم گرمی! شاید امروز خودم رو یه کره بادوم ­زمینی مهمون کنم. شاید هم دوش آب گرم یا گوش دادن به سمفونی شماره سه. شاید بهتره به فوفو زنگ بزنم. یعنی چه بلایی سرش اومده؟
Jan 13, 2022
5 min