Show notes
.مهبانگ..در مجلس مَهان، بدست عالمانشد قرار بر ساخت دنیایی جدایکجهان آغشته از حرص و طمعتا بِرویند غنچهها در خوابشان.از اینرو:خدایی ز علم، ساختهپرداخته شدجهانی چو بستر به او بسته شد.گذشت عِدهی رشد و تکوین خوانرسید کِشتیِ عاملان حیات(DNA).هزارانهزار سال گذشتبشر شد مهیا که ما را کِشَدبدن، از خداست، ما در آن ناخداپُر از لایههایی که مانده نهان.ز ایوان دوری، به اینجا شدیمبه مهد جوانی، به مکتب شدیمکه نوباوه بودیم به وقت ورودکه آریم همی دست به بام بلوغ.زمین، مادر و شد خداوند، پدر که شد مایهی خیر و گاهی شرردر این آسیاب، مقصد حکمتیمخِرد را بدست آوریم، رَستهایم.وطن، دختِ مادر، ولی مام ماستحفاظت از آن، دِینِ بیمرز ماستنداریم به هم ارجحیت که نیستکسی را فضیلت به دین و مرام.نخر ماه کهنه، که خورشید شَویمهماندَم که وارسته از شر شویمز ظلم و عِنادها کسی ره نبردبجز بر مغاکی که در آن بِمُردخوشا کاسهایی پُر کنیم ما ز عشقکزین برتر حتی نشاید نوشتبه شَکِ مقدس قسم هموطنتویی مطلع و مقصدِ خوانِ هفت................................... وحید قاضینور . . .Vahid GhaziNour۱۲ مهرماه ۱۴۰۱https://www.instagram.com/p/CjSZso5q47b/?igshid=MDJmNzVkMjY=--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/vahid-ghazinour/message



