Show notes
.هنگامهی شریف..وین قصهی مرگ است، مرگی که تدریجیستهمزاد ما بوده، حکم است و تعزیریستهموار باید بود، در "آری بزرگ"تا وقت رسمُالخط، آن مصرعِ سِترگ.لیک . . .میخواندَت غازیدر، بازیِ در بازیامید هم، همدستشمیگوید: بُرد آنیست.قمار زندگیستبازی پسِ بازیستبیداری اینوقتهاآغاز یکپوچیست.بیهودگیآرَد، امروزِ بیمعنافردای در ابهام، دیروزِ چَسبکناکهرروز و هرشبشد:تکرارِ در تکرارآرایشش زیباست، امروز پِیِ امروزهان میبریم از یاد، باز میشود تکرار.سردرگمیآرَد:دوستیبنامِ تو، دوستیبنامِ منوقتی که بودنهاآلوده یا خام استپایانِمان اینَست:غرقابه در شهوت، در بستر حسرتخوابی و نِسیانیفردایی تکراری . . .واخَر،،، فوارهمیافتدسیلاب خاک آیدافسرده در میقاتناپخته خواهیم رفت.آهِ مُکرریم، خَشمیم، مُکدَریممفعول بازیها، همبستر غمیملیکن بسان قیر، چسبیدهایم بههمخواهان چربی وُ، شیرینِ بیشتریم.آزادگی اما، مخدوش باورهاستپویندگی باید، تا کشف آن معنا.اینجا، جهان ماست. ما، خالق "من"وُ،"معنای بودنیم"تا با هرانتخاب، گامی بزرگ شَویمکابوس یا رویا، جادویی است دنیاباشد به وقت عشق، آن کارِ کیمیابِشکستن تردید، بُگشودن عقده، تفسیر همدمیدر بودنیکامل، بَنّایی پیوند، ما ساحل همیم.دنیا، اگر غذاست، سیرایی پس کجاست؟پایان وسوسه، آغاز نو کجاست؟.بیباک باید بود، بااقتدار گفت: "نه"بر هرچه ناخواندهست، ناوصلههای وصلسیرایی از عشرت، پیشاز پیری مسمومآزادگی جُستن، زینحلقههای شومآزادگی اینَست: آزادی از خویشتنآزادی از افکار، آنی که درویش است.خوشا بوسیدن دنیا، در چِلهایی آرامبا یار وصلتجو، در موسم دیدارحسکردن احساس، پوئیدن وسواسخاستگاه عاطفه، جوئیدن و کنکاشآئینهخوییها، بیواسط و نقابوز خویش برونشدن، بیترس، بیعِقابروزهای گفتگو، شبهایی در سکوتپائیز فرخنده، "تکمیلِ ما"، (( بلوغ ))پیوندمان در عشق، همجوشی و رویشدر آغوش بیخواهش، نیلوفری شد کِشتنیلوفرینایاب، تحصیل حسی نابیادوارهایی از "ما"، سوغات ماست از خاکدلدادگی زیباست، زیباست زندگی، آزادگیبهترحیفا فراموشی، هینکه مسافریم؛ آماده باید رفت....................................... وحید قاضینور ...Vahid GhaziNour۲۳ بهمنماه ۱۴۰۰https://www.instagram.com/p/CZ4EhAnqg_9/?utm_medium=share_sheet



