Show notes
.دهکده..با مار سرنوشتبا باز خوشسرشتآمد به کند و کاوبر پهنهی کِنشتافسانهها بدیدمشقها بسینوشتآمد که بشکفدبر شاخههای عشقآمد که پُر شودعاری ز هرچه زشتبا یار گره خورَدتا انتهای کشتکامد به گوش اواز آینه، ز خشتبرخیز و پا بکوببرخیز تا بهشتکین خوان، همای توستزیباست یا که زشتما هم سایههای محرمیم، همداستان و همدمیمگاهی ز ما مینوشی وُ گاهی چو نیش و عقربیمتا بذر شدی، خاکشدیم، غنچهزدی، آبشدیمبوسهزدیم بر بدنت، نوششدیم، ریششدیمیار شدیم، غار شدیم، مونس و غمخوار شدیمریشه زدیم، تیشه شدیم، باعث اندیشه شدیمراه شدیم، همقدمت، مقصد تو، همسفرتخار شدیم، کاه شدیم، تا بِدمی شام شدیمشاه برو، همقدم یار برو، عاشق و رهوار برومقصد این راه، تویی، خام بیا، پخته برو........................ وحید قاضینور ...Vahid GhaziNour۱۶ خردادماه ۱۴۰۰



