Show notes
. گذرگه اقاقیا..سایه چه بیرنگ پرید، من ماندم وُ حوض پریبر آستان گرگ وُ میش، مریم در آغوشم کشید.: دوست منم که همدمم، شاهد شام آخرمدور نشستهایی وُ من در نظرت قلندرمراه سراب رفتهایی، خام گزاف گشتهاییراست بیا به خانهام، نور منم که میدممشاد بیا، ز راه بازار بیا، سروی و آزاد بیااینهمه بت به راه تو، دستشَوی من تبرمخوش آمدی به داستان، شهر امیر نامدارراز منم، شکر لبم، دست نرسد به پیرهنمچشم شدم بنگری، گوش شدم بشنویراه منم، همقدمم، گام بِنِه بر بدنماز دل مهر آمدی وز در غیب آمدیبذر شدی که بشکفی، گل بدی بر شاخ ترمزندگی مهد عاشقی، عاشقی بال آدمیپِی ببری به قیمتت سر ننهی به هر بدلتشنه به آب میرسد، چشمه به بحر میرسدشام به صبح میرسد، اقاقیها گذرگهاَم..هرشب سر این کوچه پُر از بزم تماشاست؛..................................................وحید قاضینورVahid GhaziNour۲۱ شهریورماه ۱۳۹۹--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/vahid-ghazinour/message



