
تصور اینکه ما مثل یک عقاب بزرگ و قدر قدرتیم و بالا کوه و در اوج آسمان برای خودمون میپریم و موش شکار میکنیم؛ خیلی تصور جذابیه. منم حق میدم هرکسی دلش بخواد خودش رو عقاب ببینه. ولی واقعیت اینه که نه! ما عقاب نیستیم. ما بیشتر زنبوریم! ذاتا به همین کندو و اینا دلمون خوشه. شاید حالا بعضی وقتا بریم یه گلی رو بو کنیم؛ یه نیشی بزنیم بهش؛ یه شهدی ازش بگیریم و همهی اینا؛ ولی ته تهش؛ ما زنبوریم آقا جان! خواهر من! زنبور! پس یک بار دیگه تکرار میکنم که؛ سلام؛ من حجتم؛ اینجا هم مختلفخوان؛ بدون هیچ قصد و غرض خاصی دارم میام داخل کندو. شاید باعث بشه شما هم بیای داخل؛ بیای شهدا رو بریزیم وسط و عسل درست کنیم؛ باهم حرف بزنیم. چون با ارتباطاتمون معنی میگیریم. یه آدم به خودی خودش هیچی نیست؛ کلا هیچی نیست! دیگه چه برسه وقتی خودشه و خودش! شاید فکر کنی خیلی دارم انگیزشی برخورد میکنم؛ اما قضیه این نیست! اینا رو اینجوری گفتم، که بگم: قسمت چهارم: «مجاز مرسل!»
اهل فن و شعر و ادبیات و آرایهها و روانشناسی و فلسفه و تاریخ و فرهنگ بر من ببخشایند.
اگه مختلفخوان رو پسندیدید، اونو با دوستانتون به اشتراک بذارید
کانال تلگرام | اینستاگرام
Sep 14, 2021
23 min

!یک پروژهی نیمهتمام دیگه؟ کی میدونه؟ ایشالا که نه.
راههای تماس با من:
t.me/Diverse_Pod
[email protected]
و حالا کم کم جاهای دیگه.
Aug 17, 2021
17 min

