Show notes
▨ نام شعر: تصویرهای بامدادی ۱۵▨ شاعر: کاظم سادات اشکوری▨ با صدای: کاظم سادات اشکوری▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــباران هزار بار از این بوتههاصدای خشک شدن را شنیده استاما سکوت میکند این بارو با نسیم و تبسمبه انتظار ِ پیک ِ مشرقی بامداد میماندتا در حضور رودخانه ونوری که در کنار ِچمنهای شُسته سرگردان استخاکستر ِ هوا را بشکافدو یال رنگ رنگی رابر تپهی مقابل بنشاندباران هزار بار از این تخته سنگهاخاطرات سفرهای سختِ درّههای سنگلاخی ِ کوهستانی را شنیده استاما درنگ میکند این بارتا باد ابرهای تازهنفس رااز قلهها براند و با اوبر تختهسنگی بنشینددر انتظار صبح ▨


