شعر | با صدای شاعر
شعر | با صدای شاعر
Schahrouz
لایق شیرعلی | وطنم
5 minutes Posted Sep 13, 2026 at 6:40 am.
0:00
5:00
Download MP3
Show notes
▨ نام شعر: وطنم▨ شاعر: لایق شیرعلی▨ با صدای: لایق شیرعلی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجان به قربانِ تو ای میهنِ خونین‌کفنمبودی بیت الشرفم، گشته‌ای بیت الحزنمدشمنت چهار طرف، اجنبی و خانگی‌اندتن‌تنها به چه نیرو صف اعدا شکنم؟دوست دشمن‌نسق و دشمن تو دوست‌نماستراست گویم؛ بپرانند ز چشم و دهنمتاجیک اندر وطن خویش چرا متهم است؟یا خطا رفته به تاجیک تولد شدنم؟همه خلقانِ دگر انجمن آراسته‌انددر سمرقند نشد ساخته نیم انجمنمگفت علامه‌ی اقبال که: برخیز ز خواببزدلی گفت: فلانی‌ست مخاطب، نه‌منمآن یکی در خم طلّا سرِ خود کرد فرودیگری گفت: بیا مهوش سیمین ذقنمآن یکی گفت: غمِ گاو و بز و بزغالهدیگری گفت: غمِ خانه و فرزند و زنمدامن کوه گرفتیم و دُمِ مرکبِ خویشرفت از دست، همه دامنِ دشت و دمنمای خراسان! تو بگو ساحتِ ایرانویچ کو؟من از این فاجعه چون شکوه به یزدان نکنم؟کو دگر شعشعه‌ی دانش و فرهنگ بزرگ؟کو دگر کر و فر و نعره‌ی غلغل فکنم؟روز و شب از غم تو گریه‌کنان می‌سوزمتو به خون غرقه و من غرق ملال و محنمگریه‌ی من نه از آن است که درگاهم سوختهم نه زان است که شد سوخته باغ و چمنمگریه‌ی من نه از آن است که بیچاره شدمهم نه ز آن است که فرسوده بوَد پیرهنمگریَم از آن‌که تو را حکم به کشتن کردندای تو هم پایه و هم مایه انسان بُدنمگریَم از آن‌که ز بن مایه‌ی این قسمتِ تلخمن سخن گویم اگر؛ نیست کسی هم سخنمگریَم از آن‌که به ژرفای چنین فاجعه‌اینشود خیره کس از هم‌نسب و هم‌وطنمگریَم از آنکه دو سه بی‌طرفِ بی‌شرفیبه سرم سنگ ببارند که من دم نزنمگریَم از آن‌که تو تنهایی و من تنهاتروطنم، آوطنم، آوطنم، آوطنم▨لایق شیرعلی به تاریخ ۱۸ فوریه ۱۹۹۶