
در ادامهی قسمت قبل، پگاه در قصهاش از پدربزرگی صحبت میکند که راه عبور از زمستان را به خوبی میداند. بر این داستان، منطق «پایان شب سیه سپید است» حاکم نیست بلکه عملا خود شب سیه سپید است. داستان با آرزویی زیبا که مادر برای پگاه دارد به پایان میرسد.
Jan 24, 2021
9 min

پگاه نام قهرمان داستان منظومی است که دایی بهمن هنگامی که سرباز بوده آن را سروده است. قصه در شبی اتفاق میافتد که بر خلاف همهی شبها، این پگاه است که قصد دارد برای مادرش قصه بگوید و مادر با مهربانی این را میپذیرد.
Jan 16, 2021
9 min

در این نامه، دایی بهمن ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی استرالیا را توصیف میکند که یکی از زیباترین آنها، از نظر او، برعکس بودن هلال ماه در نیمکره جنوبی از جمله استرالیاست.
Jan 9, 2021
10 min

بعد از یک شب طوفانی در همان مدرسهی شبانه روزی، دایی بهمن یکی از بزرگترین و زیباترین گلدانهای محوطه را شکسته در کف حیاط پیدا میکند. اما متوجه میشود بخشی مهم از آن مجموعهی گل و گلدان و خاک و گیاه سالم مانده که موجب نجات گیاه شده است.
Jan 3, 2021
9 min

دایی بهمن در مدرسهای شبانهروزی مسئول آبیاری باغچههایی است طبقهطبقه و پر از گل و گیاه. اما آخرین بوتهی آخرین باغچه در وضعیتی خاص و متفاوت قرار دارد و باید برای رساندن آب به آن چارهی دیگری اندیشید. همین تفاوت بهمن را به کشفی شاعرانه میرساند.
Dec 26, 2020
10 min

یکی از دوستان دایی بهمن، کارش آموزش پرواز با پاراگلایدر است. بهمن گاهی با او به سایت پرواز میرود و در آماده کردن چتر برای پرواز به دوستش کمک میکند. یک بار در حین این کار، بین چتر، قبل و بعد از پرواز و همچنین زندگی و مرگ انسان تشابهی زیبا مییابد.
Dec 20, 2020
10 min

دایی بهمن دوست هنرمندی دارد که نوازندهی چندین ساز است. یک بار که دایی از طریق اسکایپ مهمان نوازندگی دوستش میشود، او برایش باقلاما (نوعی ساز ترکی) مینوازد و بعد نی. اما در حین نواختن اتفاقی در اتاق میافتد که حیرتانگیز است.
Dec 13, 2020
10 min

در قسمت قبل، دایی بهمن از تاریخ مهمی در زندگیاش حرف زد که بر سرنوشت او تاثیری ماندگار گذاشته است. در ادامه، او از اتفاقی کاملا مرتبط با حادثهی شگفت انگیز اول میگوید که هفده سال بعد دقیقا در همان روز مهم، برای دایی بهمن میافتد و باعث تثبیت و تحکیم بیشتر آن خاطره و تاثیراتی که بر زندگیاش گذاشته میشود.
Dec 7, 2020
11 min

در این نامه، دایی بهمن از تاریخ مهمی در زندگیاش حرف میزند که بر سرنوشت او تاثیری ماندگار گذاشته است. در این تاریخ او با شخصی ملاقات میکند که زیربنای تفکر و عواطف شاعرانهی او را پی میریزد و او را در مسیر سختی که در پیش دارد ثابتقدم نگاه میدارد.
Nov 29, 2020
10 min

در آخرین سیزدهبهدر در ایران، دایی بهمن در روستایی زیبا نزدیک مشهد پرندهای خوشآوا با پرهایی رنگارنگ میبیند. هنگام بازگشت دختری روستایی با لباسهایی رنگارنگ برای آنها دست تکان میدهد. کشف تشابه بین دخترک و آن پرنده، بهمن را به غمی عمیق فرو میبرد.
Nov 22, 2020
9 min
Load more
