«اندرونی» و «بیرونی» این دو مفهوم، آشکارا واقعیت جنسیتی تفکیک فضا در معماری سنتی ایران را نشان میدهد. برطبق این مرزبندی سفت و سخت از فضا به دو بخش «حوزه خصوصی» و «حوزه عمومی»، سهم زنان محدود به اندرونی میشد، در حالی که حتی در این فضای محدود و منفک از «بیرون» هم، قدرت در دست مردان بود و آنها موقعیت برتر را داشتند. در مقابل «بیرونی» خانههای قدیمی در ایران قلمرویی مردانه بود، فضایی قرقشده برای مردان که دیدارهای مهم، جلسات سرنوشتساز و تصمیمات حیاتی در آن رقم میخورد و پویایی «زندگی روزمره» در آن جریان داشت؛ زنان پردهنشین از همان ابتدا محکوم به اقامت در خانه و اندرونی بودند.
براساس بینش فضایی پدرسالارانه، سند ششدانگ قدرت، ثروت و منزلت به نام مردان زده میشود. حتی اکنون نیز زنانی که از پشتپرده اندرونی بیرون میآیند و به حوزه عمومی بیرونی پا میگذارند، به پشتوانه این قواعد اخلاقی و شرعی با «داغ ننگ» مواجه میشوند. «حضور» در اندرونی و حوزه خصوصی وظیفه شرعی و اخلاقی زنان و هرگونه تلاش برای حضور در بیرونی و حوزه عمومی فعلی غیرشرعی و غیراخلاقی است. تفکیک جنسیتی فضا با تحکیم مناسبات تقسیم کار و نقش در جامعه و خانواده هنوز هم به قوت خود باقی است و به استمرار موقعیت «فرودست» زنان منجر شده است. در نتیجه «امر عمومی» عموما امری مردانه تلقی میشود، تلقیای که مبتنی بر حذف خشونتبار زنان از حوزه عمومی است. مبارزه در راستای جنسیتزدایی از این سیاستِ تفکیک فضایی یکی از محورهای اصلی جنبش زنان است، مبارزهای تحت لوای شعار معروف؛ «امر شخصی، امر سیاسی است».



