Show notes
ما تو این قسمت از احساس آشنایی میگیم که خیلی وقت ها دستکم گرفته میشه: احساس شرم!
مهدی شرم رو پررنگ ترین هیجان زندگیش میدونه. اون تو تمام دوران بچگیش به دنبال پنهان کردن زندگی پایین شهریش و بابای معتادش بوده و حتی هنوز هم تعلقش رو به یک خانوادهی فقیر و بی سواد انکارمی کنه.
ما به خودمون می یایم و می بینیم که این احساس حتی به دوران بزرگسالی و زندگی اروپاییمون هم سرایت کرده و سعی می کنیم تا تاثیرشو روی روابط اجتماعیمون هم بررسی کنیم.
ما می خوایم تا با احساس دردناک کوچک بودن و ناکافی بودن در نگاه دیگری روبرو بشیم. با ما همراه باشید ...



