كتيبه
كتيبه
Hossein Abbasi
داراب نامه- قطعۀ صد و بیست و یکم
30 minutes Posted Sep 17, 2026 at 12:00 pm.
0:00
30:13
Download MP3
Show notes

اسکندر و بوران دخت و سپاهیان برای زیارت خاک حضرت آدم به سوی سراندیب به راه می افتند.

در راه بر روی دریا به پیری می رسند که از شدت آفتاب تکیده شده است. معلوم می شود او بقراط شاگرد افلاطون است که هجده سال است بر روی دریا اسطرلاب به دست به دنبال افلاطون و دانش می گردد. اسکندر او را با خود می برد. به شیری مرده می رسند و در زیر آن صندوقی می بینند با سری بزرگ در آن نهاده. بقراط راز آن را می داند ولی نمی گوید و در سوراخی در زمین ناپیدا می شود.

در راه سراندیب به پیری می رسند. پیر وقتی که می فهمد او اسکندر است، او را به دیدن پدرش می برد که بسیار جوان تر از او است. و بعد پدر آن پدر از دریا بر می آید که مردی جوان می نماید و بسیار قوی است. آنها راز این جوان ماندن را به اسکندر می گویند!