Show notes
امیر مسعود پس از پشیمانی از لشکر کشی به گرگان و شکست لشکر بزرگش از ترکان سلجوقی به دنبال فرصتی است تا اوضاع سرزمینهایش را آرام کند.
پس از آن، والی چغانیان به درگاه می آید و عهد دوستی با امیر مسعود تازه می کند.
همچنین رسولی از جانب پسران علی تگین به دربار می آید و پیغام پشیمانی او از حمله به سرزمینهای امیر مسعود را می آورد. امیر هم به توصیۀ وزیر و بونصر عذر آنها را می پذیرد تا از دشمنیِ آنها در امان ماند.

