Show notes
در این قطعه داستان فتح غور به دست امیر مسعود در زمان حکومت پدرش امیر محمود روایت می شود.
همچنین روایتی بسیار جالب ذکر می شود از زمانی که مسعود در زمان حکمرانی پدرش در هرات زندگی می کند و برای خود "خیشخانه" ای ساخته است با تصاویر الفیه و شلفیه بر روی دیوارهایش. جاسوسان محمود به او خبر می دهند و او فردی را می فرستد تا ماجرا را ببیند. مسعود هم که در دربار پدرش جاسوس داشته، خبر می شود و تصاویر را از دیوارها پاک می کند.

