
یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
کس نمیگوید که یاری داشت حقّ دوستی
حقشناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
آب حیوان تیرهگون شد، خضر فرخپی کجاست؟
گل بگشت از رنگ خود، باد بهاران را چه شد؟
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟
لعلی از کان مروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان درنمیآید، سواران را چه شد؟
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد، مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟
حافظ، اسرار الهی کس نمیداند؛ خموش
از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد؟
موسیقی این قسمت برگرفته از آلبوم بیداد به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Jan 24
37 min

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ارچه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟
که بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفتهاند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
توانگرا! دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع، وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زر
که «جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»
ز مهربانی جانان طمع مبُر، حافظ!
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Sep 23, 2025
43 min

حال خونیندلان که گوید باز؟
وز فلک خون خم که جوید باز؟
جز فلاطون خمنشین شراب
سرّ حکمت به ما که گوید باز؟
شرمش از چشم میپرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
هرکه چون لاله کاسهگردان بود
زین جفا رخ به خون بشوید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری لالهگون نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
گرد بیت الحرام خُم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Aug 17, 2025
34 min

دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسلۀ موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانۀ ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنهانگیز جهان غمزۀ جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طرۀ هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Jul 20, 2025
34 min

صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم، ولی
هیچ عاشق سخنِ سخت به معشوق نگفت
گر طمع داری از آن جامِ مُرَصَّع می لعل
درّ و یاقوت به نوکِ مژهات باید سُفت
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هرکه خاکِ درِ میخانه به رخساره نَرُفت
در گلستانِ ارم دوش چو از لطف هوا
زلفِ سنبل به نسیمِ سحری میآشفت
گفتم ای مَسنَدِ جم، جامِ جهان بینت کو
گفت افسوس که آن دولتِ بیدار بِخُفت
سخنِ عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شِنُفت
اشکِ حافظ خرد و صبر به دریا انداخت
چه کند؟ سوزِ غمِ عشق نیارست نهفت
آواز ابتدایی: حسین سعادتمند قمی در مایۀ اصفهان
سه تار حسین علیزاده و تنبک محمد اسماعیلی در بیات اصفهان
آواز ایرج خواجه امیری و ویولن پرویز یاحقی در دستگاه ماهور
همنوازی تار حسین علیزاده و ارشد تهماسبی و تنبک مجید خلج در دستگاه ماهور
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Sep 15, 2024
33 min

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟
جانا به حاجتی که تو را هست با خدای
کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن، خدا را، بسوختیم
آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست
در حضرت کریم، تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست
چون رخت از آن توست، به یغما چه حاجت است
جام جهاننماست ضمیر منیر دوست
اظهار احتیاج، خود آنجا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملّاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای عاشق گدا، چو لب روحبخش یار
میداندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
احباب حاضرند، به اعدا چه حاجت است
حافظ! تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است
موسیقی: صدای محمدرضا شجریان و سنتور فرامرز پایور در دستگاه شور از آلبوم «خلوت گزیده»
آواز ایرج خواجه امیری و تار فرهنگ شریف در دستگاه سهگاه از برگ سبز شمارۀ 183
تار فرهنگ شریف در سهگاه
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Aug 15, 2024
40 min

منم که شهرۀ شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
به میپرستی از آن نقشِ خود زدم بر آب
که تا خراب کنم نقشِ خود پرستیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقتِ ما کافریست رنجیدن
به پیرِ میکده گفتم که چیست راه نجات؟
بخواست جامِ می و گفت راز پوشیدن
ز خطّ یار بیاموز مِهر با رخِ خوب
که گرد عارضِ خوبان خوش است گردیدن
مرادِ دل ز تماشای باغِ عالم چیست؟
به دستِ مردمِ چشم از رخِ تو گل چیدن
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بیعملان واجب است نشنیدن
به رحمتِ سرِ زلفِ تو واثقم ورنه
کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن؟
مبوس جز لبِ معشوق و جامِ می حافظ
که دستِ زهدفروشان خطاست بوسیدن
موسیقی این قسمت:
سه تار احمد عبادی
آواز حسین قوامی و تار جلیل شهناز در سه گاه
آواز ایرج خواجه امیری در شور، همراه با ویولن احتمالاً ابوالحسن خان صبا
ویولن فریبا توکلی در شور
تار محمدرضا لطفی در شور
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Jul 30, 2024
38 min

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نهای دلبرا، خطا اینجاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید
تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست
در اندرون من خستهدل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال، هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
نخفتهام ز خیالی که میپزم شبهاست
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دل ماست
چه ساز بود که بنواخت دوش آن مطرب
که رفت عمر و دماغم هنوز پُر ز هواست
ندای عشق تو دوشم در اندرون دادند
فضای سینۀ حافظ هنوز پر ز صداست
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Dec 21, 2023
46 min

حجاب چهرهٔ جان میشود غبارِ تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشنِ رضوان، که مرغ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
چگونه طوف کنم در فضایِ عالم قدس؟
که در سراچهٔ ترکیب، تختهبند تنم
اگر ز خون دلم بوی شوق میآید
عجب مدار که همدرد نافهٔ ختنم
طرازِ پیرهن زرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درون پیرهنم
بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار
که با وجودِ تو کَس نشنود ز من که منم
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Oct 29, 2023
28 min

دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟
پنهان خورید باده که تکفیر میکنند
ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرند
منع جوان و سرزنش پیر میکنند
جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اِکسیر میکنند
گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تَقریر میکنند
ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب
تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
تشویشِ وقتِ پیرِ مُغان میدهند باز
این سالِکان نِگَر که چه با پیر میکنند
صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید
خوبان در این معامله تَقصیر میکنند
قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فِی الجُمله اعتماد مَکُن بر ثباتِ دَهر
کاین کارخانهایست که تغییر میکنند
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
آواز: سیدرضا طباطبایی
محمدرضا لطفی
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ
Jun 5, 2023
35 min
Load more
