
"مُبارزه"
صدا: صدای اطراف زندان اوین، فریدون فرخزاد
موسیقی: لودویگ گورنسن
تنظیم و تولید: امیر جمشیدی
طرح جلد: م.آذرزاد
Nov 2, 2022
5 min

"قرن ۲۱"
صدا: ناشناس (برگرفته از فیلم مشق شب)
موسیقی: عرفان امینی
تنظیم و تولید: امیر جمشیدی
May 1, 2022
3 min

"تشویق"
صدا: ناشناس، عباس کیارستمی (برگرفته از فیلم مشق شب)
موسیقی: @erphan-amini
تنظیم و تولید: امیر جمشیدی
Apr 30, 2022
2 min

"هفتتا"
صدا: ناشناس، عباس کیارستمی (برگرفته از فیلم مشق شب)
موسیقی: @erphan-amini
تنظیم و تولید: امیر جمشیدی
Apr 29, 2022
2 min

"اسماعیل، یک شعر بلند"
کلام: رضا براهنی، هوشنگ ابتهاج
صدا: نوید افکاری، ناشناس، ناشناس، وحید افکاری، حامد اسماعیلیون
موسیقی: هیلدور گونادوتیر
تنظیم و تولید: امیر جمشیدی
طرح جلد: برگرفته از طرح گرافیکی شبکه VOA
"راه مبارزه با ستمگر در خشم ما و به خاطر سپردن است"
Jul 26, 2021
8 min

"سَرنِیزه"
ناطق: ناشناس، محمد بهشتی، علیاکبر موسوی خوئینی، مهدی بازرگان، محمدرضا پهلوی، روحالله خمینی
صدای اعتراض: صادق خلخالی، اکبر هاشمی رفسنجانی، موسی قربانی، عادل اسدی، قدرتالله علیخانی، علی نبیزاده
موسیقی: لودویگ گورنسن
تنظیم و تولید: امیر جمشیدی
عکاس: ناشناس
"نقل است که با سرنیزه هر کاری میتوان انجام داد به جز تکیه کردن بر آن"
Mar 25, 2021
8 min

"باور"
شعر و صدا: سیاوش کسرایی
موسیقی: لودویگ گورنسن
کاری از: امیر جمشیدی
دانلود از کانال تلگرام
https://t.me/AmirJamshiddi/38
شعر:
سیاوش کسرایی:
باور نمی کند، دل من مرگ خویش را
نه، نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است، نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل، خس و خاشک می شود ؟
آخر چگونه، این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و، خاک می شود ؟
در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریاچه ها
چشم انتظار یار، سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ، دروغ هراسناک
پل می کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کنند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی، جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی کنم
می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من، در هوا پر است”
Feb 18, 2021
3 min

"رِثا"
صدا : آخرین مکالمات کشته شدگان پرواز 752 ایران اوکراین (فاطمه کازرانی، فرید آراسته، مسعود شاطرپور) و 2 خانواده عزیزشان
کلام : سیاوش کسرایی، اخوان ثالث
موسیقی : کیهان کلهر و بروکلین رایدر، لودویگ گورنسن
طراح جلد : Beh.Fun
کاری از امیر جمشیدی
رثا.[ رِ ] (ع مص )
گریستن بر مرده، ستایش مُرده در شعر
تقدیم به خانواده کشته شدگان
دانلود از کانال تلگرام :
https://t.me/AmirJamshiddi/35
اشعار
سیاوش کسرایی:
باور نمی کند، دل من مرگ خویش را
نه، نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است، نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل، خس و خاشک می شود ؟
آخر چگونه، این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و، خاک می شود ؟
در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریاچه ها
چشم انتظار یار، سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ، دروغ هراسناک
پل می کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کنند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی، جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی کنم
می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من، در هوا پر است”
اخوان ثالث :
بیا ای خسته خاطر دوست
ای مانند من سرگشته و غمگین
من اینحا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی بازگشت بگذاریم
Jan 3, 2021
7 min

سوگ
علیه فراموشی روزهای آغشته به خون
کلام : سیاوش کسرایی، محمد مختاری، فریدون مشیری، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، اخوان ثالث
موسیقی : مکس ریشتر
تولید : امیر جمشیدی
تقدیم به تمامی کشته شدگان راه آزادی
دانلود از کانال تلگرام :
https://t.me/AmirJamshiddi/33
اشعار
سیاوش کسرایی :
والا پیامدار محمد
گفتی که یک دیار هرگز به ظلم وجور نمیماند برپا و استوار
محمد مختاری :
تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان
سر چهار راه صدای درشت میپرسد
ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم؟؟؟
مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند
صدای زنگ فلز در دندانهای طلاوخارش کپک در لاله های گوش
نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است
زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟
که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است
فریدون مشیری :
نگاهت تلخ و افسرده ست.
دلت را خارخارِ ناامیدی سخت آزرده ست.
غمِ این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است!
تو با خون و عرق، این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیان کن در افتادی.
تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بی رحمِ بی باران،
تو را این خشک سالی های پی در پی،
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند
محمد مختاری :
نگاه میهنم پیرم کرده است
چراغ ماتم است گلایل
کسی توازن انسان و خاک را می خواهد برهم زند
صدای زنجره می گیرد
و کرم لای خط و گندم و شناسنامه وول می خورد
شمایل کدر مرگ
و هاله ای که گرداگردش بسته اند
نگاه نیم بسته بر دوایر فرا رونده
گلوی آفتاب و شیشه ای شکسته
که برق می زند
و خون روز و رودخانه در غبار و پلک های خسته
گم می شود
احمد شاملو :
گفتند:
«- نمیخواهیم
نمیخواهیم
که بمیریم!»
گفتند:
«- دشمنید!
دشمنید!
خلقان را دشمنید! »
چه ساده
چه به سادگی گفتند و
ایشان را
چه ساده
چه به سادگی
کشتند!
و مرگِ ایشان
چندان موهن بود و ارزان بود
که تلاشِ از پی زیستن
به رنجبارتر گونهیی
ابلهانه مینمود:
چرا که نمیخواستند
نمیخواستند
نمیخواستند
که بمیرند.
هوشنگ گلشیری :
آنقدر عزا بر سر ما ریختهاند که فرصت زاری کردن نداریم
اخوان ثالث :
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
Nov 17, 2020
6 min

پادکست مُعاشقه
کلام : الهی قمشهای، مسعود کیمیایی، محمدرضا شجریان، محمد ابراهیم جعفری، رضا براهنی
موسیقی : فردین خلعتبری، النی کاریندرو، آرکید فایر، تریسان اکرسون
کاری از : امیر جمشیدی
کاور : برگرفته از پوستر فیلم "خانه دوست کجاست" و فیلم "زیر درختان زیتون" از عباس کیارستمی
دانلود از کانال تلگرام
https://t.me/AmirJamshiddi/38
Sep 21, 2020
18 min
Load more
