آوای کتابک
آوای کتابک
پایگاه ترویج خواندن کتابک
داستان تاویش در باغستان
3 minutes Posted Jun 19, 2021 at 10:09 am.
0:00
3:59
Download MP3
Show notes

تاویش دست‌های نیال رو لیسید. اون، رفتن به باغستان رو خیلی دوست داشت. فقط در پاییز و در فصل چیدن سیب‌ها بود که اون می‌تونست به باغستان بره. نیال یک سطل بزرگ طلایی‌رنگ دستش گرفته بود و داشت به طرف درخت‌ها می‌رفت: «بیا پسر، بیا یک‌کم سیب بچینیم.» تاویش واق‌واق کرد و دور نیال دوید و چرخید، طوری که کم مونده بود نیال رو به زمین بزنه…


داستان تاویش در باغستان


https://ketabak.org/e40jj