
قسمت پنجم ایکست منتشر شد. در این قسمت گزیده یکی از سخنرانیهای دکتر دانلد هافمن، نویسنده کتاب جنجالی پروندهای علیه واقعیت را خواهیم شنید. هافمن در این کتاب سعی دارد نشان دهد که چطور و چرا واقعیت جهان با آنچه که انسانها درک میکنند؛ متفاوت است. در بخش «علم چیست» از احتمال برخورد ایدئولوژیک دانشمندان با علم صحبت میکنیم و در بخش «باورهای غلط درباره نظریه تکامل» هم به بیان تعریفها و تفاوتهای نظریه، فرضیه و فکت میپردازیم و بررسی میکنیم تکامل در کدام دستهبندی قرار میگیرد.برای شنیدن قسمت پنجم و خواندن متن آن با ما همراه باشید.
آنچه در این قسمت خواهید شنید
دانشمندان رمانتیک – وقتی علم تبدیل به ایدئولوژی میشود
شایستگی دربرابر واقعیت – آیا ما جهان را همانگونه که هست درک میکنیم؟
تکامل؛ فرضیه؟ نظریه؟ یا فکت؟
معرفی کتاب
متن قسمت پنجم:
دانشمندان رمانتیک
سلام من نیما هستم. و توی این قسمت به جای بخش اصلی با بخش علم چیست همراهتونم.
فقط شبه علم ها نیستن که در مقابل تغییر مقاومت می کنن. فقط شبه علم ها اسیر جوابی برای همه ی سوالها نمی شن.
علم هم یک پدیده ی انسانیه. این یعنی ممکنه تحت تاثیر احساسات آدم قرار بگیره.
ممکنه به یک نظریه دلبسته بشیم. در پناهش احساس امنیت کنیم. فکر کنیم جواب همه ی سوالامون رو میده. و اگه تا الان جواب همه ی سوالامون رو نداده بالاخره یه روزی معلوم میشه که جواب همه ی سوالامون توی اون نظریه است.
ممکنه علم به عقیده تبدیل بشه. حتی ممکنه به یک پارادایم علمی ایمان بیاریم!
خیلی طبیعیه. این مشکل فقط برای عوام پیش نمیاد. حتی خود پژوهش گرا هم خیلی در خطر هستن.
ماکس پلانک بود که می گفت هر چی بیشتر برای یک نظریه زحمت بکشی بیشتر دلبسته اش میشی.
و کارت به جایی میرسه که شواهد مخالف زیری که از گوشه و کنار میرسه رو با مغلطه ی “این که چیزی نیست!” نادیده می گیری و همینطور که قطره قطره روی هم جمع بشن و وانگهی دریا بشن، وقتی شواهد مخالف روی هم انباشه شدن دیگه گرفتار مغلطه ی “توسل به اتوریته” می شی و همه ی شواهد و قرائنی که می گن باید با نتایج سالها زحمت هات یواش یواش خداحافظی کنی، چون دیگه جواب نمی دن؛ رو یک توطئه می دونی.
مرز بین شبه علم و علم، توی اپیزود قبلی گفتیم که خیلی باریکه.
از طرف دیگه مرز بین علم و ایدئولوژی هم خیلی تاریکه!
اصلا نمی فهمیم کی و چطوری از علم لیز خوردیم رفتیم توی ایدئولوژی! کی به یکی دو مقاله ای که نوشتیم یا خوندیم ایمان آوردیم!
چی شد که فکر کردیم نظریه ای درباره ی همه چیز می تونیم بدیم.
اما انگار چیزی درون ما هست که ما رو هل میده به سمت ایدئولوژیک کردن علم!
سُر خوردن توی تاریکخانه ی ایدئولوژی کار رو به اینجا میرسونه که نهاد علمی ما، خودش تبدیل به نهاد قدرت میشه.
نهاد قدرت هم خب ادبیات خاص خودش رو داره! پیاده نظام داره. پروپاگاندا داره. شستشوی مغزی داره و اگه لیز خورده باشیم، اسم همه ی اینها رو میذاریم همگانی کردن علم!
یکی از سخت ترین کارها، همگانی کردن علمه. چون باید بتونی مطلب رو تا سطح درک عمومی پایین بیاری و در عین حال چیزی از دقت علمیت کم نشه و عوام زده نشی.
هم بتونی با توده مردم که بیشتر تحت تاثیر احساساتشون هستند به زبان مشترک انسانی صحبت کنی و هم بتونی خودت نسبت به حرفی که میزنی احساساتی نشی.
علم اصلا رمانتیک نیست. سانتی مانتال هم نیست. اما ما شاید باشیم و خیلی هم باشیم. اونوقت اگه بخوایم علم رو همگانی کنیم کم کم با یک نقابی از علم روبرو می شیم که رومانتیکه!
برای اینکه ثابت کنیم چقدر حق با پارادایم ماست، آمار کسانی رو که از مرگ نجات دادیم و آمار رشد جمعیت و رشد سرآنه ی درآمد رو منتشر می کنیم. یعنی پناه می بریم به مغالطه ی “توسل به احساسات”
اما کسانی که می گن پارادایم ما، نا رساست. و خیلی جاها جواب نمی ده، طرفدار نسل کشی بشریت نیستند.
اصلا یادمون رفته وقتی پارادایم ما پیروز شد، هنوز، هیچ آمار شاخص احساسی برای خودش دست و پا نکرده بود. یعنی حقانیت ما به خاطر این پروپاگاندایی که راه انداختیم نبود.
اولش اینطوری شد که ما غالب شدیم: سوالات بی جواب که به پاسخ های بزرگ و از پیش تعیین شده حواله داده می شدن، روی هم انباشته شد.
و کسانی که در دفاع از پارادایم قبلی رگ گردنی می شدن، یکی یکی مردن! و نوبت ما رسید.
البته که شاید کسی که جلودار توسعه همگانی علمه، کسی که پارادایم براش تبدیل به عقیده شده، با این حرف ها تکونی نخوره.
Oct 26, 2019
32 min

قسمت چهارم ایکست منتشر شد. در این قسمت به بررسی برخی ابعاد زیباییشناسی با رویکرد روانشناسی تکاملی پرداختهایم. در بخش علم چیست سعی کردهایم ویژگیهای شبه علمها را بیان کنیم و در بخش باورهای غلط درباره انواع مکانیزمهای تکاملی و اینکه چرا تکامل مساوی با انتخاب طبیعی نیست صحبت کردهایم. برای شنیدن قسمت چهارم و خواندن متن آن با ما همراه باشید.
آنچه در این قسمت خواهید شنید
تعریف و تشخیص شبه علمها
زیباییشناسی با رویکرد تکاملی
تکامل مساوی با انتخاب طبیعی؟
معرفی کتاب
متن قسمت چهارم:
علم چیست؟
سلام فرهاد هستم.
تو قسمت قبلی، قول داده بودیم بعدا بیشتر راجع به شبه علم حرف بزنیم .
راستش وقتی صحبت از شبه علم میشه، ترجیح میدم یکم دست به عصا تر باشم.
تشخیص علم و شبه علم کار آسونی نیست. یکمی شبیه تشخیص بیماریهاست .
یعنی یک سری علائمی هستن که وقتی همشون کنار هم جمع میشن، احتمال وجود اون بیماری رو تقویت میکنن. اما بیشتر وقتها بعضی از اون علائم هستن بعضیاشون هم نیستن.
خب اون وقت تکلیف چیه؟
یعنی بیشتر وقتها ما با یک شبه علم تمام عیار طرف نیستیم. برای همینه که میگن، علم و شبه علم دو سر یک طیف هستن. اکثر وقتها ما این وسطها هستیم. حالا یکمی اینورتر یا یکمی اون ورتر.
قبلش این سوالو جواب بدیم که تعریف شبه علم اصلا چیه؟
“یه سری باورها و رویه هایی که ادعای علمی بودن دارن اما روش علمی ندارن”
پس مشکل اصلی سر اینه که طرف ادعای علمی بودن داره.
یعنی می خواد توی دورانی که علم برای خودش اتوریتهای دست و پا کرده، از اتوریتهی علم سوء استفاده کنه.
اگه طالع بینها، از همون اول بگن ما رو جزء سرگرمی ها طبقه بندی کنین، اصلا هیچ مشکلی پیش نمیاد. مگه قراره همه چی علم باشه؟ مگه هرچی علم نباشه بده؟
اما وقتی کسی که فال قهوه می گیره ادعا کنه که کارش اصلا علمی هم هست و مورد تائید دانشمندها و محققها هم قرار گرفته کار رو هم برای خودش سخت میکنه هم برای ما.
حالا یک سری از رویه ها و باورها میتونن بگن ما رسم و سنت هستیم یه آئین هستیم . یا مثلا یه جور لایف استایلیم .
در تاریخ بشر یه دوران هایی بوده که مردم از دریچه جادو به همه چیز نگاه می کردن. مثلا یه جور جهان بینی بوده براشون یا یه روش زندگی بهشون میداده. اما آیا علمی هم بوده؟
مثلا وقتی پای یکی می شکست، پایه ی صندلیه توی خونه ی طرف رو هم سفت می بستن تا پای طرف زودتر خوب بشه. روی چه حسابی؟ روی حساب تشابه !
پایه ی صندلی شبیه پای آدمه. اگه یه کاری برای پای صندلی بکنیم، روی پای آدم هم تاثیر میذاره.
سرگرمی و رسم و سنت و آیین هم بذاریم کنار؛ خیلی چیزها باورهای دینی هستن. لزومی نداره اصرار کنیم علمی اند.
مثلا تناسخ یه عقیده مذهبیه. نهایتا می تونه مورد توجه فلاسفه باشه. اما چرا بهش بگیم علم؟
یا از اون بدتر از اصل پایستگی ماده و انرژی هم برای اثباتش استفاده کنیم؟
یا مثلا کارما رو ربطش بدیم به قوانین نیوتن و عمل و عکس العمل و ادعا کنیم همهی اینها علمیه.
شاید ملبغ های مذهبی یا بازاریاب های صنعت سرگرمی و لایف استایل اونقدر اعتماد به نفس ندارن و باور نمیکنن که آیین ها و رسم و رسوم و باورهای مذهبیشون به اندازه کافی رو پای خودش محکم ایستاده. برای همین از علم استفاده میکنن.
مثلا ما ایرانیها کدوممون برای مراسم شب یلدا و هفت سین نوروز دنبال مبانی علمی میگردیم؟ نهایتا ریشههای تاریخی یا اسطوره ایش می تونه خیلی هم برامون جذاب باشه که هست البته. اما چرا علمی باید باشه ؟
به هر حال رویه هایی که ادعای علمی بودن دارن اما روش علمی ندارن رو، بهشون میگیم شبه علم.
ویژگیهاشون رو هم الان یکی یکی براتون میگم.
ویژگی اول اینه که خیلی از شبه علم ها مهندسی معکوس می کنن. یعنی از آخر میرن به اول. اول یه باوری دارن بعد شروع میکنن براش دنبال شاهد و دلیل و استدلال می گردن .
هیچوقت اینطوری نبوده و نیست که اول یه سری مسائل و داده ها و شواهدی تو دستشون بوده باشه و بعد برای اینکه تبیین درستی از اون داده ها داشته باشن، یه نظریه ای رو مطرح کنن. یعنی همون کاری که توی علم میشه معمولا.
نشونه دوم چیه؟ شبه علم ها وقتی میرن دنبال شاهد و دلیل برای حرفهاشون می گردن؛ شواهد رد کننده و منفی رو کلا نادیده میگیرن.
توی علم هم ممکنه هی رفت و برگشتی از شواهد و داده ها وچود داشته باشه. هی بریم سمت فرضیه و نظریه و هی از نظریه برگردیم عقب سراغ شواهد و دلایل. اما شواهد و دلایل رو اصلا فیلتر نمیکنیم.
Sep 9, 2019
29 min

قسمت سوم ایکست منتشر شد. در این قسمت به تبیین تکاملی خودکشی پرداختهایم و علاوه بر آن حول محور موضوعات جذابی مانند تاثیر پذیرش نظریه تکامل بر اخلاقیات نیز بحث کردهایم. برای شنیدن قسمت سوم و خواندن متن آن با ما همراه باشید.
آنچه در این قسمت خواهید شنید
از جمله مشکلات شبه علمهای امروزی
پارادوکس حیات – تبین تکاملی خودکشی
آیا تکاملگرایی باعث فساد اخلاقیات میگردد؟
معرفی کتاب
متن قسمت سوم:
علم چیست؟
سلام من محمدامین هستم.
قدیمی ها هم درباره مسائل اطرافشون ایدههایی داشتن. و با تبیین هاشون کارهاشون رو راه میانداختن.
تو قسمتای قبلی درباره استنتاج از راه بهترین تبیین گفتیم. اما الان وقتشه بیشتر بفهمیمش.
یکی از معیارهای مهم برای اینکه بفهمیم کدوم تبیین بهتره. کار راه اندازیشه.
اینکه طب سوزنی چینی چقدر قدرت حل مشکلات مردمو داشته باشه میتونه توی کورس با طب جدید نگهش داره. حتی اگه خیلی از پیش فرض هاش قابل مشاهده نباشه. یعنی مثلا با هیچ نوع تصویر برداری و موج نگاری نشه اون نقشه پیچیدهی گذرگاههای انرژی رو دید.
البته همیشه انقدر باز با مسائل برخورد نمی کردیم. تا وسطهای قرن بیستم هنوز خیلی تو قید و بند آزمایشگاه بودیم. یعنی مشاهدات حسی توی آزمایشگاه شده بود یه فیلتر که بیشتر چیزها ازش رد نمیشد.
پوزیتیویستها بخت، زیاد یارشون نبود که بتونن نظارت استصوابی خودشونو طولانی کنن.
زود قافیه رو باختن.. الان دیگه اگه یه حرفی یه نظری در مجموع فوایدش بیشتر از ضرر هاش باشه کنار گذاشته نمیشه. همین که کار میکنه کافیه و این یعنی توی استنتاج از راه بهترین تبیین، مفید بودن و کار کردن یکی از مهمترین معیارهای بهتر بودنه یه تبیینه.
و باز این یعنی امروز توی روزگاری که زندگی می کنیم فایده گرایی و عملگرایی حرف اول رو میزنه.
چراییش باشه برای بعد.
اما درست به همین دلیله که علم می تونه به صنعت منجر بشه و با بازار آزاد و سرمایه خط و ربط پیدا کنه.
دنیای تکنولوژی، دنیای عملگراییه. قراره تئوری های علمی یه کاری رو راه بندازن. اگه انداختن، تکنولوژی و بعدش سرمایه میاد سراغشون.
به حرف و حدیثهایی که درباره ی انرژی پنهان سیارات یا سنگها هست، چپ جپ نگاه نمی شه یا لااقل نباید بشه.
باید ببینیم بر اساس فرضیه ی انرژیهای سیارات، روی آدمها، چه مشکلی از ما حل میشه، مشکلی که بدون اون فرضیه ، لاینحل باقی می مونه یا لااقل نصفه و نیمه حل میشه.
اگر واقعا مشکلی حل شد، خیلی مهم نیست که تا دیروز جزء خرافات به حساب میاومد.
این یعنی علمِ امروز، خیلی متواضعتر از قبل شده. و مرز بین علم و شبه علم، خیلی سیال و نازکه.
هر لحظه یک استاد کوانتوم ممکنه پاش لیز بخوره و چیزهایی رو روی تئوری کوانتوم سوار کنه که سنگینتر از توانش باشه.
و بخواد از مکانیک کوانتوم برای توجیه و تبیین چیزهایی مایه بگذاره که واقعا از عهدهاش خارجه.
مثلا ممکنه بخواد عالم اجنه را بر اساس جهانهای موازی حل و فصل کنه. اما آیا میشه ربطی بین اینها برقرار کرد؟
برای بهترین تبیین باید بین حرف ما و اون چیزی که میخواهیم تبیینش کنیم، ربطی هم وجود داشته باشه.
اگه قوانین ترمودینامیک کار میکنن و پذیرفته شدن. آیا میتونن ربط پیدا کنن به بقای روح پس از مرگ؟
ممکنه هر دو تا حرف درست باشه. هم قوانین ترمودینامیک و هم بقای روح. اما ربطی بین این دو تا نباشه.
یعنی اولی نتونه دومی رو تبیین کنه. علم با همۀ تواضعش و همه عملگراییش روی این یکی خیلی حساسه.
باید در استنتاج از راه بهترین تبیین، بین نظریه و پدیده، ربطی وجود داشته باشه.
شبه علم های امروزی اکثرا توی این مساله مشکل دارن. البته توی مسائل دیگهای هم مشکل دارن که بعدا خیلی بیشتر باید بگیم و میگیم.
تکامل خودکشی
سلام من نیما هستم، خوش اومدید به بخش اصلی ایکست
ما گیمرها عادت داریم وقتی عرصه بهمون تنگ می شه بگیم زندگی مثل یه بازی میمونه و فقط زندگی من توی hard mode ئه، تا این جوری با قهرمان بازی سخت زندگی خودمون بودن یکم حالمون رو خوب کنیم و ته دلمون هم از این که noob نیستیم یکم حال کنیم البته تنها واقعیت تلخ زندگی اینه که اکثر اوقات اونایی که با امکانات و قدرتهای cheat code های زیادی به دنیا میان زنده میمونن و خیلی از بر وبچههای hard mode زیر دست و پا له میشن. اما این وسط یه عده هم هستن که وقتی کاراکتر بازیشون یا شرایط بازیشون رو دوست ندارن کلا بازی رو میبندن و میگن من انتخا...
Aug 24, 2019
32 min

قسمت دوم ایکست منتشر شد. تمرکز موضوع این قسمت بر تکامل شرارت و نیکی است. برای شنیدن قسمت دوم و خواندن متن آن با ما همراه باشید.
در این قسمت خواهیم شنید
وظیفه علم
شیطان چگونه ظهور کرد – تبیین چگونگی تکامل شرارت و نیکی
آیا ما محکومیم به هر آنچه که تکامل در ما ایجاد کرده؟
معرفی کتابی با موضوع صلحگرایی
متن قسمت دوم:
علم چیست
سلام من محمدامین هستم.
در راستای بحث علم چیست و اینکه چه چیزی علمیه باید بگم که خیلی بعیده اگه وقتی درمورد احساس گرسنگی تون صحبت می کنید آخرش بگید البته این رو علم هم ثابت کرده! برای اینکه شما الان گرسنه اید نیاز به تایید کسی ندارید. حتی علم. یعنی اصلا علم هم کاری به احساسات شخصی ما نداره. پس علم به چی کار داره؟
علم به تبیین پدیده های جهان کار داره. ینی به اینکه چی باعث شده شما واقعا گرسنه تون باشه. یا چی باعث شده با وجود اینکه همین الان یه شکم سیر غذا خوردین باز هم گرسنه تون باشه. پس با احساسات گرسنگی شخصی و لحظه ای کاری نداره با تبیین پدیده ی گرسنگی کار داره.
تبیین کردن یه چیزی یعنی اون چیز رو بطور روشن و شفاف توضیحش بدیم.
وقتی قراره حرکت ماه دور زمین رو تبیین کنیم، یعنی قراره مساله رو روشن کنیم که ماه چطوری و چرا دور زمین می چرخه.
پس وقتی ما توی اپیزود قبلی درباره ی یه نوع استدلال خیلی مهم به نام استناج از راه بهترین تبیین حرف زدیم. در واقع از اصل دغدغه ی علم گفتیم.
همیشه همه ی دغدغه ی دانشمندا این بوده که بهتر و بهتر جهان رو تبیین کنن. اگه بخوان پدیده ی افسردگی رو روشن کنن. یا همون تبیین کنن بهتره بگن در تن و بدن انسان چیزی وجود داره به نام مزاج که انواعی داره و اگه مثلا سودا؛ بر بقیه ی مزاج ها غلبه کنه آدم افسرده میشه؟ یا اینکه بهتره بگن توی خون انسان هورمونی به نام سروتونین وجود داره که اگه کم بشه آدم افسرده میشه.
کدوم تبیین بهتره به نظر شما؟
استدلال از راه بهترین تبیین می گه باید رفت سراغ تبیینی که شواهد تجربی بیشتری پشت سرش باشه. نسبت به فرضیه های دیگه قدرتش توی اینکه پدیده های دیگه رو هم خوب توضیح بده، بیشتر باشه. خیلی تبصره و استثناء نخوره. پیش فرض های اثبات نشده ی کمتری لازم داشته باشه. و وقتهایی که کار سخت میشه بتونه ساده تر مسائل رو بیان کنه.
مشخصه که چیزی که از کانال “استنتاج از راه بهترین تبیین” میاد بیرون مثل قضایای هندسه، اثبات شده نیست.
اصلا علم اینطوری نیست که مثل ریاضی بیاد و چیزی رو ثابت کنه. نهایتا می تونه یه تبیین نسبتا بهتر و معقولتر بده دستمون.
خب طبیعیه وقتی قراره بریم سراغ بهترین تبیین، یعنی داریم یه حرفی میزنیم که فعلا از بقیه حرفها بهتره. و ممکنه بعدا شواهد دیگه ای اضافه بشه. یا تبیین های دیگه ای به ذهنمون برسه که به نظرمون بهتر برسن.
اگه یادتون باشه قسمت قبلی یه حرف کمی عجیب و غریب زدیم. وقتی اون سوال اصلی رو مطرح کردیم که: بین متخصص ها چطوری معلوم میشه یه چیزی علمیه یا نه
گفتیم تاریخ و فرهنگ و حتی روحیات خود دانشمندا روی ماجرا تاثیر میذاره.
این خیلی عجیبه. آخره وقتی پای علم رو جایی باز می کنیم یعنی انتظار داریم که یه نفر توی یه آزمایشگاه روپوش سفیدشو پوشیده باشه و در رو محکم بسته باشه و تا آخر آزمایشهاش هم سری به خبرگزاری ها و کامنت های مردم پای اظهار نظرهای پاپ و پرزیدنت و سلبریتی ها نزده باشه.
اصلا فکر نکنید اگه روپوشتون سفید باشه ذهنتون هم از عادات و رسوم فرهنگتون خالی می شه.
فکر نکنید اگه در آزمایشگاه رو ببندید افکار عمومی از لای درز پنجره ها تو نمیاد.
که یعنی باید بدونیم حال و اوضاع زمانه توی اینکه بین چند تا نظریه ی رقیب کدومش معقول تره و بهتره، تاثیر داره.
بهترین تبیین از آسمون نازل نمی شه. روی خود پدیده ها هم چیزی درباره ش ننوشته!
بلکه یک انتخابه. اما نه یک انتخاب ساده و عوامانه. یک انتخاب تخصصی و پیچیده.
توی قسمت های بعد با این پیچیدگی بیشتر آشنا می شیم.
شیطان چگونه ظهور کرد
سلام من نیما هستم
شما دارین به ایکست گوش میدین.
ایکست برنامهی صوتیای ساخته شده توسط گروه ایوالپسه که تلاشش انتشار مطالب علمی تو حوزه روانشناسی تکاملی به زبان ساده است. گوش کردن به ما نه تنها باعث بیشتر شدن دانش روانشناسی شما خواهد شد بلکه محتوای اون فارغ ازین که تو چه رشتهای تحصیل کردید و میکنید میتونه شناخت شما نسبت به خودتون و دیگران رو افزایش بده. اگر هم نسبت به علم روانشناسی یا نظریه تکامل بیاطلاع نیستید ازونجایی که رویکرد تکاملی به روانشناسی رویکرد جدیدی محسوب میشه و ما...
Aug 5, 2019
30 min

در این قسمت، ایکست به تبیین تکاملی هیجانات، کارکردشان و اختلالاتی که ممکن است با آنها مواجه شوند، پرداختهاست. به همراه بررسی یکی از باورهای غلط درباره نظریه تکامل و معرفی یک کتاب مرتبط. با ما همراه باشید.
در این قسمت خواهیم شنید:
استنتاج از راه بهترین تبیین
دلایل خوب برای احساسات بد
آیا ما از میمون ها تکامل یافته ایم؟
معرفی کتاب برای آشنایی بیشتر با روانشناسی تکاملی
متن قسمت اول:
علم چیست؟
(استنتاج از راه بهترین تبیین)
سلام من محمد امین هستم
دیگه جزئی از عاداتمون شده که وقتی حرفی می زنیم، آخرش بگیم البته این یه حرف کاملا علمیه. یا جلوی طرف مقابل درآییم که این حرفتون علمی نیست.
اگه با خودمون رو راست باشیم ما، وقتی می گیم، فلان مطلب علمیه یا نیست؛ فقط و فقط منظورمون اینه که فلان مطلب درسته یا نیست. کاری هم به این نداریم که اصلا علم یعنی چی و معیار اینکه چیزی علمی باشه چیه و استدلال های علمی چجور استدلالهایی هستن و…
البته بعضی از ما کمی دقیق تریم. به هر حال مدرک دوستی این روزگار لا اقل این فایده رو داشته که خواهی نخواهی بعضی هامون یه کمی دقیق بشیم. دقیق تر ها وقتی می گن یه چیزی علمیه منظورشون اینه که شایعه یا خرافات نیست. یا ادعای الکی از پیش خودشون نمی کنن. بلکه یه عده ای که متخصص و کارشناس هستند پشت سر این حرف وایسادن.
حالا بساط اینکه نه آقا حرف ما خرافات نیست و علمیه و اون طرف مقابل بگه نخیر هر چی هم زور بزنی باز حرفت خرافاته داغه داغه. انگار وقتی کار بالا بگیره خیلی از ماها چاره ای نداریم که بگیم آیا بین اساتید دانشگاههای معتبر دنیا کسی پیدا می شه از حرفمون طرفداری کنه یا نه.
به هر حال تو جامعه، برای اینکه ثابت کنیم حرفی علمی هست یا نه، دست آخر، دست به دامان نهاد دانشگاه و اساتید و… می شیم. انگار اونان که تعیین می کنن یه چیزی علمی هست یا نه.
اما، بین متخصص ها و اهل فن، چطوری معلوم میشه یه چیزی علمیه یا نه؟
اگر بخوام همین اول کار، جواب اصلی و ختم کلام رو بگم، می دونم یه کمی عجیب به نظر میاد اما بهانه ی خوبیه برای اینکه بعد از این شیرجه بزنیم توی این حرفا و ببینیم دنیا دست کیه واقعا.
دوباره سوال اصلی رو تکرار کنم.
بین متخصص ها چطوری معلوم میشه یه چیزی علمیه یا نه؟
جوابش اینه؛ همه ی ارزش های اجتماعی، همه خطوط قرمز فرهنگی، سابقه و تاریخچه مسائل و خیلی از نکات ظریفی که به زندگی خود دانشمندها مربوطه، موجب میشه، یه نظریه ای رو بفرستند توی بایگانی و به جاش پرونده ی یه نظریه دیگه ای رو باز کنن و به عنوان علم، پیشنهادش کنن.
بله، دقیقا اوضاع همین قدر پیچیده است و بستگی به خیلی چیزها داره. یعنی نمی شه یکی دو تا فرمول ساده داد دست دانشمندها ازشون خواست بر اساس اون فرمولها حکم کنن که قانون جذب و طالع بینی علمیه یا نه؛ و سفر در زمان و آدم فضایی ها خرافات هستند یا نه.
می دونید چرا؟ چون یکی از اصلی ترین استدلالهایی که دانشمندها ازش تو کارهاشون استفاده می کنن؛ یه استدلالیه که به خیلی چیز ها بستگی داره: استنتاج از راه بهترین تبیین.
یعنی وقتی یه سری اتفاقات رو مشاهده می کنیم؛ برای توضیح و تبیین و روشن کردن اوضاع، بهترین حرف چه حرفیه.
مثلا اگر یه روز صبح ببینیم همه کوچه ها و خیابونهای اطراف خونمون خیسه، بهترین تبیینش اینه که بارون اومده؛ و اگر کسی بگه، احتمال داره هواپیمایی از آسمون آب پاشی کرده باشه یا یه سری از لوله های اصلی آب و فاضلاب ترکیده و….
حرفش رو شاید محال ندونیم، اما به نظرمون نظریه ی بارون اومدن، خیلی تبیینه بهتریه.
باید توی نوبت های بعد بیشتر درباره ی این نوع استدلال که خیلی هم توی زندگی روزمره مون کاربرد داره و بخش مهمی از علم روی شونه های این استدلال وایساده، صحبت کنیم.
اینطوری یبشتر و بهتر میشه فهمید اصلا علم چیه.
دلایل خوب برای احساسات بد
سلام
من نیما هستم
شما دارین به ایکست گوش میدین
ایکست یه برنامه صوتیه که توسط حلقه روانشناسی تکاملی تولید میشه و تلاشش ارائه مطالب جذاب علمی روز به زبان ساده است. اگر که اطلاعات زیادی تو حوزه روانشناسی یا تکامل ندارین گوش کردن به ما بهتون کمک میکنه که به خودشناسی عمیقتری برسین ، آدمای اطرافتون رو بهتر درک کنین و شاید حتی نسبت به سایر موجودات هم حس همدلی بیشتری پیدا کنین.
اگر هم که از دانش روانشناسی بی بهره نبودین؛ چون ما سعی داریم تمرکزمون به صورت تخصصی روی رویکرد تکاملی به روانشناسی باشه امیدواریم کمک کنیم دید تازهای به هر بحث پیدا کنین و مطالب معتبر علمی رو به صورت کوتاه و جذاب در اخت...
Jul 24, 2019
26 min

همان طور که پیشتر گفته بودیم، فایل مقدمهی پادکست روانشناسی تکاملی منتشر شد. برای گوش کردن به این پادکست لطفا با ما همراه باشید.
شما میتوانید از طریق فایل زیر، پادکست ما را گوش کنید.
متن پادکست:
سلام من محمدامین هستم شما دارین به ایکست گوش میدین
ما اینجا میخوایم شما دوست داران دانش رو با یه رویکرد جدید اما فوق العاده علمی به اسم روانشناسی تکاملی آشنا کنیم. رویکردی که میتونه نگاهمون به دنیا و زندگی رو دگرگون کنه. امید داریم با همراه شدن با پادکست ما دید تازه ای نسبت به خودتون، روابط انسانی ، اتفاقات روز و همینطور حس همدلی بیشتر با بقیه همسایه های زمینیمون دست پیدا کنید.
برای توضیح خود روانشناسی تکاملی بیاید اول بشنویم که نظریه تکامل چیه اما قبل ازون باید به یه نکته کوچکی توجه کنیم.علاوه بر واژه تکامل از واژههای فرگشت و برایش هم برای ترجمه لغتevolutionاستفاده میشه. واژه تکامل درواقع واژه دقیقی برای توصیف این نظریه نیست. چرا؟ چون یه جورایی القا میکنه که موجودات قراره به مرور کاملتر بشن و یا مقصدی دارن برای تغییراتشون. اما وقتی داریم حرف ازevolutionمی زنیم منظورمون این نیست که موجودات دارن تو مسیر کمال پیش میرن یا الزاما قراره پیچیده تر بشن نسبت به قبلشون. مثلا می دونستین یه گونه ماهی به نام تترای مکزیکی یا ماهی غارنشین نابینا هست که درنتیجه روند تکامل به مرور نابینا شده؟ حتی پژوهش ها نشون دادن که بعضی از موجودات طی روند فرگشتیشون برعکس ساده تر هم شدن. در نتیجه تکامل پیچیده تر شدن یا کاملتر شدن موجود زنده نیست. این یکی از چندین باورهای غلط رایج موجود دررابطه با تکامله که ما در قسمتهای بعدی قصد داریم به مهمترین های اونها بپرازیم. با این حال چون این کلمه، کلمهی رایجیه. و نمیشه هم گفت که کاملا غلطه ما همچنان ازش استفاده خواهیم کرد. میتونیم اینجوری بهش نگاه کنیم که هر چیزی تو مسیر تکامل داره تبدیل به سازگارترین ورژن خودش با محیطش میشه و از نظر طبیعت همین برای اون ارگانیسم کماله.
برگردیم سر سوال خودمون. نظریه تکامل چی میخواد بگه؟ نظریه تکامل اشاره داره به تغییراتی که با گذر زمان تو موجودات زنده رخ می دن.این تغییرات می تونن تحت تاثیر هرکدوم از جنبه های زندگی اون موجود مثل جهش ژنتیکی، انتخاب طبیعی، رانش ژنتیکی، تفکر یا تکنولوژی با توجه به زندگی نسبتا مدرن معاصر، اتفاق بیفتن. اگه بخوایم خیلی کوتاه تکامل و توضیح بدیم می تونیم از ترکیب بقای شایسته ترین یاsurvival of the fittestهم استفاده کنیم.یعنی ازونجایی که طبق نظریه تکامل اغلب صفات توارث پذیراند. هر صفتی که برای بقای موجود مفیدتر باشه احتمال منتقل شدنش به نسل های بعدی بیشتره(چون باعث شده اون موجود زنده بمونه و حالا تولید مثل هم میتونه بکنه). درنتیجه معمولا موجودی بقا پیدا می کنه که سازگارترین صفات رو نسبت به شرایط زندگیش داره. ودرآینده ژن های اون از طریق نوه نتیجه هاش هی بیشتر هم تکثیر میشن. مگرینکه چیزی توی محیط زندگیش تغییر کنه؛که در این صورت یا اون موجود به آرومی نسبت به شرایط جدیدش سازگاری و تکامل پیدا میکنه یا کلا منقرض میشه.
این فعلا یه کلیتی بود درباره اینکه انتخاب طبیعی چطور کار میکنه. البته توضیح کاملی نیست و احتمالا تو قسمتهای بعدی بیشتر در موردشون صحبت میکنیم. ولی ما برای کسانی که کنجکاون چند تا لینک قرار میدیم و از نظراتتون هم تو قسمت کامنتها قطعا استقبال خواهیم کرد.
با توجه به توضیحی که درباره نظریه تکامل دادیم؛ روانشناسی تکاملی هم میشه اینطوری تعریف کرد: روانشناسی تکاملی تلاش میکنه صفات روانشناختی ای رو که در نتیجه سازگاریهای فرگشتی ایجاد شدن، شناسایی کنه. صفات یا رفتارهایی که محصولات انتخاب طبیعی اند. خلاصه ی کلام؛ تمرکز روانشناسی تکاملی روی اینه که تکامل چطوری رفتار و ذهن رو شکل داده و میده. صفات و رفتارهای انسانی ای که تو سراسر جهان بین فرهنگ های مختلف مشابهن مصداق های خوبی برای اینطور رفتارها می تونن باشن. مثل توانایی تفسیر هیجانات دیگران یا تاثیر با هیجانات طرف مقابلتون با یه لبخند، روشهای شناسایی و ترجیح جفت سالم که اغلب هم کاملا خودکار اتفاق میفته و همزیستی اجتماعی با دیگران.
ما تو این پادکست برای همه کسانی که تو حوزه روانشناسی تکاملی علاقهمندی یا کنجکاویهایی دارن مطالبی داریم که ذهنشون رو قلقلک میده یا راه روانشناسی تکاملی رو با همافزایی ذهنهاشون روشنتر میکنه. این رو میتونین حتی به کسایی که صرف یه سوال یا کنجکا...
Jul 20, 2019
7 min
