Show notes
در راه مانده بودیم ، در گوشه ای نشسته
با کوله بار حسرت ، از آرزو گسسته
ناگه ندا شنیدیم از کو کویی که می گفت
هو هو و های و هویی در گوش جان خسته
گهواره ی جهان را گردش نایستاده
دریاب فرصتت را ای فال تو خجسته
از هد هدی شنیدیم با صد زبان که می گفت
حتی اگر سلیمان باشی و دل نبسته
قبل از غرو ب عمرت حشمت به کار آید
نسیان مکن به موران با چشم های بسته
پرواز اگر تو خواهی از این جهان خسته
پرواز کی توانی با بالهای بسته
محمد مصدق
بیستم بهمن ماه ۴۰۳
👌💖



