Show notes
گفتی شتاب رفتن من از برای توستآهسته تر برو که دلم زیر پای توستبا قهر میگریزی و گویا که غافلیآرام سایهای همه جا در قفای توستسر در هوای مهر تو رفت و هنوز همدر این سری که از کف ما شد هوای توستچشمت رهم نمیدهد به گذرگاه عافیتبیمارم و خوشم که دلم مبتلای توستخوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنیاین دیده از قفا به امید وفای توستای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟رفتی؟ بسوز، اینهمه آتش سزای توستما را مگو حکایت شادی که تا به حشرماییم و سینهای که در آن ماجرای توستبیگانهام ز عالم و بیگانهای ز مابیچاره آن کس که دلش آشنای توستبگذشت و گفت این به قفس افتاده کیستاین مرغ پر شکسته محزون همای توست #هما_ گرامی



