https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی
https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی
محمد مصدق
از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی هر که را رنج درازی مانده و عمر کمی 💖 حمیدی شیرازی 💖 امیر نجفی
2 minutes Posted May 29, 2020 at 8:11 pm.
0:00
2:48
Download MP3
Show notes
از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی
هر که را رنج درازی مانده و عمر کمی
دل که از بیم فنا چون بحر پروایی نداشت
دم به دم بر خویش می لرزد کنون چون شبنمی
گاه گویم زندگانی چیست ؟عین سوختن
تا نمیرد شمع ،از سوزش نیاساید دمی
چشم بینا نیست مردم را و این بهتر که نیست
ورنه هر گهواره ­ای گوریست ،هر عیشی غمی
ای عزیز ! ای محرم جان ! با که گویم راز دل ؟
باز نتوان گفت هر رازی به هر نامحرمی
درد بی درمان من ای کاش تنها مرگ بود
ای بسا دردا که پیشش مرگ باشد مرهمی
خالق شیطان و گندم شادی مردم نخواست
عالمی غم ساخت پیش از آن که سازد آدمی
گر ز چشم من به هستی بنگری،بینی مدام
خواب شوم ناگواری،عیش تلخ درهمی
ور بجویی از زبان کِلک من معنای عمر
درد جانسوز فریبایی، بلای مبهمی
وآن بهشت و دوزخ یزدان که از آن وعده هاست
با تو بنشستن زمانی، بی تو بنشستن دمی
💖 حمیدی شیرازی. https://www.instagram.com/invites/contact/?i=pm1npjur1z8l&utm_content=192reh3