Show notes
خواب دیده ام شعر گفته اممن تو را در خواب نه اما خواب دیده امتماشای آسمان از زیر اقیانوستماشای جاده کنارتو پشت فرماناز پشت چشم های تار و اشک آلودمن خواب دیده ام روبه روی در نشسته ام منتظرم که بیاییدارم برایت خواب هایم را می گویمو تو میدانی که چقدر حقیقت دارندمن خواب هستمدر تمام نفس هایت که در سینه حبس شددر تمام چشم های که به لب هایم دوخته شدشب هایی که تو در آنها پنهان می شوی و تا صبح شعر میگوییمن خواب هستم و میدانمتو مریم هایت را که شعر شدندبیشتر از من دوست داریقطار می رودمن تو را از پشت شیشه های بارانی در تاریکی تونل های روشن و کم عمقخیس تر از خیسی رویاهایم می بینمتمام بوسه هایت روی گونه هام خشک شده تنددر تمام ولیعصر تا تئاتر شهرجنازه ی خنده های تلخ خسته امبا بوی عطر تمام شده ی تو از هفته های پیش مانده استتو هنوز نرفتی و من شعر میگویمتن تو عطر شب را میدهداستخوان هایم تا سوز سرمای مرگ می روندو چشمانم در تنگی آغوش تودر لابه لای کتاب های خوانده و نخوانده از دروغ هایتخمار می شوندتو در تمام آن شب هایی که تنم آه می کشید قلب تنهای کسی را دوست داشتیتو در قرنیه های پر از سکوتتکسی را کشتی که من بودمن خواب هستم و می دانمتمام دروغ هایم حقیقی تر از وجود احتمالی توستدر شبی که تنم خسته ی نبودنت استدر تمام تنت غلت می زنم و میدانمخواب هستم https://www.instagram.com/invites/contact/?i=pm1npjur1z8l&utm_content=192reh3:آدرس اینستا رادیو شعر پارسی



