Show notes
خسته ام ری را!-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیانخسته ام ری را!می آیی همسفرم شوی؟؟گفت و گوی میان راهبهتر از تماشای باران استتوی راه از پوزش پروانه سخن میگوییمتوی راه خواب هامان را برای بابونه های دره ای دور تعریف میکنیمباران هم که بیایدهی خیس از خنده های دور از آدمی می خندیمبعد هم به راهی میرویم که سهم ترانه و تبسم استهیچ مشکلی پیش نمی آیدکاری به کار ما ندارند، ری رنه کِرم شب تاب و نه کژدم زردوقتی دستمان به آسمان برسدوقتی که برآن بلندی بنفش بنشینیمدیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسیدمینشینیم برای خودمان قصه میگوییمتا کبوتران کوهی ازدامنه ی رویاها به لانه برگردند



