Show notes
یک روز می آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستمیک روز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنوننه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستمشب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنیتو بی قراری می کنی، من بی قرارت نیستمپاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعدگل میدهی، نو میشوی، من در بهارت نیستمزنگارها را شسته ام، دور از کدورت های دورآیینه ای پیش توام، اما کنارت نیستم#شعر : #افشین_یداللهیــــــــــــــــــــــــــــــ#دکلمه : #علی_ایلکا 🎙deklamehaye_ali_ilka@instagram.com/deklame.ali.ilka



