Show notes
در دوردست، آتشی اما نه دودناکدر ساحلِ شکفتهی دریای سردِ شبپُرشعله میفروزد. آیا چه اتفاق؟کاخیست سربلند که میسوزد؟یا خرمنی ــ که مانده ز کینهدر آتشِ نفاق ــ؟هیچ اتفاق نیست!در دوردست، آتشی اما نه دودناکدر ساحلِ شکفتهی شب شعله میزند؛وینجا، کنارِ ما، شبِ هول استدر کامِ خویش گرموز قصه باخبر.او را لجاجتیست که، با هرچه پیشِ دست،روی سیاه راسازد سیاهتر. آری! در این کنارهیچ اتفاق نیست: در دوردست آتشی اما نه دودناک،وینجای دودی از اثرِ یک چراغ نیست! ۱۳۳۸آلبوم : باغ آینه در دور درست ...شعر و صدای احمد شاملو موسیقی مرتضی حنانه AhmadShamloo@

