Show notes
بهتنهایی گرفتارند مشتی بیپناه اینجامسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجاغرض رنجیدن ما بود_از دنیا_که حاصل شدمکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجابرای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگبه خون خویش می غلتند خلقی بی گناه اینجانشان خانه خود را در این صحرای سردرگمبپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجااگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیستنشان می جوید از من تا نیاید اشتباه اینجاتو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیستهزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجافاضل نظری

