
در زمانهای قدیم پسر کشاورز فقیری که جک نام داشت گاوشان را به بازار برده و در مقابل یک دانه لوبیا میفروشد و...
Jun 22, 2020
7 min

دزده و مرغ فلفلی از طولانی ترین کتاب های شعر برای خردسالان و کودکان می باشد که نوشته منوچهر احترامی می باشد.منوچهر احترامی متولد 1320 می باشد و از معروفترین کارهای او مجموعه حسنی نگو یه دسته گل بوده که تاکنون میلیونها بار تجدید چاپ شده است.
دزده و مرغ فللفلی داستانی شعر گونه است که کودکان را با شهرهای مختلف ایران آشنا می کند.
Jun 21, 2020
18 min

داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (در زمانهای قدیم، خرگوشها بالای درخت زندگی می کردند اما ...
Jun 20, 2020
54 min

یکی بود و یکی نبود، سالها پیش گربه ای زندگی می کرد که همه موشها از دست این آقا گربه جان به لبشان رسیده بود. در تمام شهر و اطراف آن هیچ موشی نبود که وقتی نام تیزچنگال ماهیچه دوست یعنی همین آقا گربه را بشنود به لرزه نیفتد یا وقتی از دور او را ببیند از جان خودش نا امید نشود. از هیبت و یال و کوپال و چنگ و دندانهایش نپرسید که هر چه بگویم کم گفته ام، گربه نگو بگو شیر، شیر نگو بگو ببر وپلنگ ، ببر و پلنگ نگو بگو اژدها.
Jun 19, 2020
26 min

یکی بود و یکی نبود، سالها پیش گربه ای زندگی می کرد که همه موشها از دست این آقا گربه جان به لبشان رسیده بود. در تمام شهر و اطراف آن هیچ موشی نبود که وقتی نام تیزچنگال ماهیچه دوست یعنی همین آقا گربه را بشنود به لرزه نیفتد یا وقتی از دور او را ببیند از جان خودش نا امید نشود. از هیبت و یال و کوپال و چنگ و دندانهایش نپرسید که هر چه بگویم کم گفته ام، گربه نگو بگو شیر، شیر نگو بگو ببر و پلنگ، ببر و پلنگ نگو بگو اژدها.
Jun 18, 2020
25 min

داستان در مورد زندگی یک خرگوش و یک روباه است که این روباه میخواهد با استفاده از ترفندی با کمک ستاره ها، خرگوش را گول بزند. در ادامه مطلب میتوانید این کتاب ...
Jun 16, 2020
20 min

داستان در مورد زندگی یک خرگوش و یک روباه است که این روباه میخواهد با استفاده از ترفندی با کمک ستاره ها، خرگوش را گول بزند. در ادامه مطلب میتوانید این کتاب ...
Jun 15, 2020
26 min

یكی بود یكی نبود، داستان شش جوجه کلاغ و یک روباه از این قراره که در جنگلی سرسبزو زیبا روی درختی پیر و بزرگ کلاغی برای جوجه های ریزو درشتش لونه ای ساخته بود . هر روز خدا وقتی که شب آروم آروم و پاورچین پاورچین میرفت تا روز از لابه لای شاخه ها و برگها وارد جنگل بشه و خروس بانگ سحری میزد و خورشید چتر نورشو باز میکرد،از لونه این خانم کلاغه صدای خنده و شادی به گوش میرسید. جوجه کلاغا هم برای خودشون درس و مشق دارن. درس و مشقشونم همچین آسون نیست .دونه چیدنو لونه ساختنو پرواز کردن و از همه مهم تر دوست و دشمن شناختن درس و مشق جوجه کلاغاست . بله اون روز هم جوجه کلاغا بعد از سلام و صبح بخیر و دون خوردن و آب خوردن به مادرشون گفتن : حالا مادر جان بهمون بال زدن و پریدنو یاد بده.
Jun 13, 2020
51 min
Load more


