◻️از قضا هر دو آدم فضایی گشاد تشریف داشتند. اینکه چطور شده بود دو آدم فضایی گشاد را برای چنین ماموریت مهمی فرستاده باشند، تنها به این قضیه پارتی بازی مربوط بود و خلاص. آدم فضایی اولی برادر زن مدیرکل امور مستعمرات ماورای دب بود و همانطور که می دانید، به خصوص در دب اکبر شمالی، برخلاف دب اکبر جنوبی، برادر زن ها به اجبار روی چشم دامادها جا دارند. مامور دومی هم باجناق مدیر عامل بود که اصولا چشم دیدنش را نداشت و با فرستادنش به زمین می خواست یک مدت جلوی چشمش نباشد.
◻️دو آدم فضایی مانند هر موجود تنبلی، در وسط بیابان ایستاده بودند تا که بالاخره فرجی شود. در این وقت چشمشان به روباهی برخورد که مرغی را کش رفته بود.
◻️آدم فضایی ها که با دیدن روباه خوشحال شده بودند. برایش دست تکان دادند. روباه هم فضول بود با دیدن دو آدم فضایی سبز رنگ ایستاد به تماشا. آدم فضایی ها دفترچه ای را بیرون کشیدند که مشخص است با دفترچه هایی که می شناسیم متفاوت است. آدم فضایی اولی از روباه پرسید: شما آدم زمینی هستید؟
مجموعه داستان های طنز گوزن طولانی
این قسمت : زمین چگونه از حمله آدم فضایی ها نجات یافت؟
مجموعه داستان های طنز «گوزن طولانی» نوشته داوود قنبری است که هر ماه در صفحه دوربرگردان مجله پلاک ۵۲ منتشر می شود. این داستان را با صدای خود داوود می شنوید
◻️حامی فرهنگی این #پادکست
#زری_مـجـد
کارشناس وام مسکن
بهترین وام با شرایط عالی🇨🇦
7788883749
🔻🔻
مطلب کامل در مجله شماره سی و ششم و وبسایت #پلاک۵۲



